عقل و خرد در آیینه قرآن و روایات عقلانیت

عقل و خرد در آیینه قرآن و روایات عقلانیت

عقل و خرد دارای جایگاه بسیار رفیع و بلندی است. آنقدر عقل و عقلانیت مقدس و محترم شمرده می شود که همه انسانها خواستار آن اند که عاقل به حساب بیایند.

همه ابناء بشر دوست دارند به نوعی نسبتی با عقل و عقلانیت پیدا کنند. کسی را نمی توان یافت که به جهل خود افتخار کند و آن را مایه مباهات خود بداند. در همه اطراف و اکناف عالم پهناور، در همه قومیّتها و ملیّتها و در همه ی فرهنگها و تمدنها، از دیرباز تاکنون عقلانیت از مقام و مرتبه ای درخور ستایش برخوردار بوده است. همواره سعی شده که بر تعداد عقلای هر ملتی افزوده شود و همیشه بخش عظیمی از بودجه دولتها و حکومتها به بحث عاقل پروری و عالم پروری اختصاص می یابد.

عقل در معنای مصدری آن به معنی بازداشتن و بند زدن است. یعنی نوعی بازدارندگی از وقوع در خطا و خطر.
قرآن کریم فهم و شناخت رموز آفرینش را تنها در حیطه توان عاقلان و خردمندان دانسته است و پی بردن به کنه مفاهیم قرآن را مختص اندیشه وران بیان نموده است

عاقل هم به معنای کسی است که بتواند خیر و شر را تشخیص دهد و بر امیالی که سبب ویرانی اش می شود بند بزند. در دوره های مختلف تاریخ، بحثها و موضعگیری های متنوعی در باب عقل روی داده است. می توان غنی ترین و کاملترین منبعی که درباره عقل و خرد به اظهارنظر پرداخته است را دین الهی و وحی بدانیم. قرآن کریم به کرّات از مفهوم عقل نام می برد. (البته به صورت فعل)

در سیره کلامی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و در مجموعه بیانات ائمه اطهار علیهم السلام هم می توانیم شاهد زیباترین ابراز نظرها در زمینه عقل و خرد باشیم. شاید به جرأت بتوان گفت در هیچ آیین و مذهبی خرد و اندیشه آدمی مورد اجلال و تعظیم قرار نگرفته است.

نه تنها عقل که عقل ورزی و نه تنها عقل ورزی که عقلا در خور مدح و ستایش قرآن کریم قرار گرفته اند.

قرآن کریم فهم و شناخت رموز آفرینش را تنها در حیطه ی توان عاقلان و خردمندان دانسته است و پی بردن به کنه مفاهیم قرآن را مختص اندیشه وران بیان نموده است.
اندیشه

در قرآن کریم به همان میزان که نسبت به عقل و عقلانیت تأکید و توجه شده است از جهل و نادانی هم نکوهش شده است. چه بسیار در قرآن کریم واژه هایی همچون: لایَعقِلون، لایَفقَهون، ... را می بینیم و می خوانیم. قرآن کریم جاهلان را همچون چهارپایان بلکه پست تر از آنها می داند:

لَهُم قُلوبٌ لایَفقَهون بِها و لَهُم اَعینٌ لایُبصِرون بِها و لَهم آذانٌ لایَسمَعون بِها اولئِک کَالاَنعام بَل هُم اَضلّ اولئِک هُمُ الغافِلون اعراف 179


تعریف وجدانی عقل:

حال پس از این مقدمه نسبتاً مفصل حدیثی را در معرفی عقل با توجه به تذکر بالا بیان می کنیم:

عَن علی بن ابی طالب علیه السلام اَنَّ النبیّ سُئِلَ مِمّا خَلَقَ اللّه عَزَّ و َ جَلَّ العقل ، قالَ خَلَقَهُ مِن مَلَکٍ لَهُ رووسٌ بِعَدَدِ الخلایق مَن خُلِقَ و مَن لَم یُخلَق اِلی یوم القیامه و لِکلِّ رَاسٍ وَجهٌ و لِکُلِّ آدَمیٌّ رَاسٌ وَ اِسمُ ذلک الانسانِ علی وَجه ذلک الرّاس مکتوبٌ و علی کلّ وَجهٍ سِترٌ مُلقی لا یُکشفُ ذلک السّترُ مِن ذلک الوَجهُ حتی یولَدُ هذا المولود و یَبلُغَ حَدّ الرّجال اَو حَدَّ النساء فَاذا بَلَغَ کُشِفَ ذلک السَّتر فَیَقَعُ فی قلب هذا الانسان نورٌ ، فَیَفهَمُ الفَریضه و السُّنَّه و الجَیِّدَ و الرِّدی اَلا وَ مَثَلُ العَقلِ فی قلبِ کَمَثَلِ السراج فی وَسَطِ البیت

اولین نکته ای که در روایت استفاده می نماییم این است که عقل نور است. وجه تشبیه عقل به نور برای ما وجدانی است یعنی خودمان نور بودن عقل را وجدان می کنیم به این معنا که الظاهرُ بِذاتهِ والمُظهِرُ لِغَیرِه.

این تعریفی است که از نور ارائه می دهیم  و این حالت را در مورد عقل هم می بینیم. که عقل را به چیزی نمی شناسیم. خودش به خودی خود روشن است و همه چیز هم به آن روشن است. مانند چراغی که در خانه روشن شده و همه اشیاء داخل خانه را می بینیم. خود چراغ به چیزی روشن نشده بلکه به خودی خود روشن است . اما اشیاء همه به نور چراغ روشن اند. عقل هم همین گونه است . معقولات در نور عقل برای ما روشن می شوند. پس ما معقولات را به نور عقل می شناسیم. به این ترتیب معقولات آیه و نشانه و راهنمایی به سوی عقل هستند. و این که ما معقولات را برای وجود عقل نشانه بگیریم ، خودش حکم عقل است.
عقل در معنای مصدری آن به معنی بازداشتن و بند زدن است. یعنی نوعی بازدارندگی از وقوع در خطا و خطر

از این حدیث همچنین می فهمیم که محل قرار گرفتن این نور قلب است. نور عقل قلب را روشن می کند. و قلب می فهمد. پس قلب مرکز فهم است. و نکته سوم اینکه: این نور یعنی عقل، چهار چیز را برای ما روشن می کند. فریضه، سنت،جید و ردی را. ( واجب، مستحب، خوب و بد ) اینها همه عقلی هستند.


رابطه عقل و فکر

در قرآن کریم مساله تفکر همانند عقل مورد توجه بسیار زیادی قرار گرفته، گویی شاخصه انسانیت و وجه تمایز انسان از حیوان و نبات همان تفکر است. در گوشه های فراوانی می خوانیم این مطلب و یا نکته لِقومٍ یَتَفَکَّرون می باشد. روایات ما هم ارزش فراوانی را به تفکر می دهند تا آنجا که در حدیثی می خوانیم:تَفَکُّرُ ساعَهٍ اَفضَلَ مِن عِباده سَنَهٍ

حال ببینیم چه ارتباطی را می توانیم بین تفکر و تعقل قایل باشیم.
فکر

گفتیم منظور ما از معقول، وجدان حقیقت آن شیء است. این معقول و وجدان کردن با تفکر در مورد آن فرق می کند. این گونه نیست که اگر ما چیزی را به وسیله عقل بیابیم در حال فکر کردن در مورد آن باشیم. مثلاً گاهی ما در مورد شیرینی فکر می کنیم و صورت ذهنی برای خودمان از آن ایجاد می کنیم. اما یک وقت آن را وجدان می کنیم. این دو با هم اساساً فرق می کنند. برای توضیح بیشتر باید بدانیم بعضی تفکرات اصلاً عاقلانه نیستند. مثلاً فکر کردن در مورد گناه اصلاً عاقلانه نیست. چون عاقل گناه را قبیح می داند. می توانیم این گونه بگوییم که تفکرات ما به دو دسته اختیاری و غیر اختیاری تقسیم می شوند.

اگر در مورد چیزی فکر کنیم یا حرف دیگری را بشنویم در آن لحظه بدون اختیار خودمان در ذهنمان از آن چیز صورت ذهنی درست خواهیم کرد. مثلاً وقتی کسی از سیب یا میز و درخت صحبت می کند، بلافاصله و بدون اختیار این تصویر اجسام در ذهن ما ایجاد می شوند. اینها همه افکار غیر اختیاری هستند. اگر ما خودمان این تفکر غیر اختیاری را ادامه بدهیم یا ابتداءً در ذهن خودمان صورت فکری ایجاد کنیم و پیرامون آن به تفکر بنشینیم ،این نوع تفکر اختیاری است. این افکار غیر اختیاری می تواند به دست شیطان در ما القاء شود ، ولی ادامه آن در اختیار خود ماست. پس می توان گفت: تفکر فی نفسه قابل ارزش گذاری نیست. نه می توان گفت: تفکر خوب است و نه می توان گفت تفکر قبیح است. بلکه تفکر ممدوح و پسندیده، تفکری است که پشتوانه عقلی داشته باشد. ممکن است تفکر در پرتو نور عقل، انسان را به کشف عقلانی جدید هم برساند. مثلاً تفکر در حول حکم عقلی قبح ظلم انسان را به شناختن بعضی مصادیق آن موفق سازد.

باید دانست اگر تفکری در پرتو نور عقل صورت گیرد، اشتباه نمی کند و تفکر صحیح همین است که می تواند در زنده شدن قلب موثر باشد، که گفته اند: التَفَکُّرُ حَیاتُ قَلبِ البَصیر

فکر کردن موجب زنده شدن قلب انسان بصیر است

مطالعه ایجاد مدیریت بخش غذا و تنظیم برنامه غذائی جهت کاهش نمایه توده بدنی در پرسنل یکی از صنایع ایرا

مطالعه ایجاد مدیریت بخش غذا و تنظیم برنامه غذائی جهت کاهش نمایه توده بدنی در پرسنل یکی از صنایع ایران

رضا حسینی ، دکتر مصطفی میرقطبی ، دکتر سید مسعود کیمیاگر ، دکتر بهرام رشیدخانی

1 – نویسنده مسئول: دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم تغذیه و رژیم درمانی،دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی – شعبه بین الملل، انستیتو تحقیقات تغذیه اي و صنایع غذائی کشور

-2 استادیار انستیتو تحقیقات تغذیه اي و صنایع غذائی کشور، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

3 – استاد انستیتو تحقیقات تغذیه اي و صنایع غذائی کشور، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

4 - استادیار انستیتو تحقیقات تغذیه اي و صنایع غذائی کشور، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

چکیده

سابقه: سیر روزافزون افزایش وزن و چاقی در ایران و جهان مسأله اي نگران کننده شده است . در دید کلی از آنجائیکه در جامعه امروزي چه در ایران و چه در کل جهان رو به افزایش نهاده، لذا یکی از (BMI) شیوع اضافه وزن و نماي توده بدن نمایه توده بدن) ) BMI ارکان اصلی سلامتی براي مجموعه هائی که داراي معاینات دوره اي هستند ، متعادل بودن نسبت می باشد. دلیل اصلی انتخاب این موضوع جهت مطالعه صرفا" سفارش یکی از مراکز صنایع، مبنی بر ایجاد مدیریت مستقلی به نام مدیریت بخش غذا و تغذیه براي مجموعه می باشد. این در حالیست که معاینات ادواري موجود در این مرکز که نمایه توده بدن) می باشد، متأسفانه در حال افزایش است. ) BMI یکی از شاخص هاي سلامتی آن، متعادل بودن نسبت

در مدیریت مستقل غذائی جدید، اصلاح منوي غذائی- تغییر در سرویس دهی غذا از جمله تغییر در روش و مکان پخت، تغییر در نحوه ارائه غذا به گروه هدف، برگزاري کارگاه هاي هاي آموزشی تغذیه، سیستم ارجاع فرد از پزشک به مشاور تغذیه نیز گنجانده شد

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

مراقبتهای پرستاری قبل و بعد از عمل

مراقبتهای پرستاری قبل و بعد از عمل جراحی

تقسیم بندی مراحل مراقبتهای پرستاری

 

1- مرحله قبل از عمل جراحی:از هنگام تصمیم گیری برای انجام عمل جراحی شروع می شود و با انتقال بیمار به تخت عمل پایان می پذیرد.

2-مرحله حین عمل: از زمان انتقال بیمار به تخت عمل شروع و با انتقال وی به بخش مراقبتهای بعد از هوشبری خاتمه می یابد.

3- مرحله بعد از عمل جراحی : از زمان پذیرش بیمار در بخش مراقبتهای بعد از هوشبری شروع می شود و با ارزیابی پیگیری در بیمارستان یا منزل خاتمه می یابد.

برای مطالعه ی بیشتر لطفا اسلاید را دانلود نمائید

دانلود

Emphysema

Emphysema


What it is, how you get it, its symptoms, how it is treated, and more.

By Carolyn L

What is Emphysema?

 

•Emphysema is a long term disease of the lungs that damages the function of it.

•This disease can cause shortness of breath.

•While having this disease, necessary tissue in the lung is destroyed, as well as the airways.

•Little structures called alveoli exchange the oxygen in the air for CO2 in the blood stream. Emphysema causes small holes to be created in the alveoli, therefore not enough oxygen is getting to the bloodstream

 

please for more download this slide

download

بهداشت و جمعيت

بهداشت و جمعيت

مجموعه ای از انسانها که در یک منطقه معین جغرافیایی( روستا، شهر، استان، کشور و...) به طور مستمر زندگی می کنند.

جمعیت شناسی:

علم مطالعه جمعیت های انسانی است.

مطالعه علمی اندازه، ترکیب و توزیع منطقه ای جمعیت های انسانی و تغییرات این عوامل با توجه به سه فرایند زاد و ولد، مرگ ومیر و مهاجرت

مطالعه علمی و توصیف و تحلیل آماری ساخت و حرکات جمعیت های انسانی، بررسی سیاستهای جمعیتی و روابط متقابلی که میان پدیده های جمعیتی وعوامل اقتصادی- اجتماعی و زیستی وجود دارد.

براي مطالعه ي بيشتر اسلايد پاورپوينت آن را دانلود كنيد

لينك دانلود

ورزش و تاثیر ورزش


مقدمه


پاسخ بدن ورزشـکاران جوان به تمرين های ورزشـی چگـونه است؟ بدن بابرنامه های تمرينی که به خوبی طراحی شده باشند،چگونه سازگاری پيدا می کنند؟


ورزشــکاران جوان امروزی، می خواهند بدانند که چرا بايد در يک روز ، دو بار ورزش کنند؛چرا آنها نياز به گرم کردن دارند؛ چرا آنها تمرين های اينــتروال را انجام می دهند ، چرا نبايد آنها مواد کوکائين دار و سيب زمينی سرخ کرده(چيپس) بخورند؟


بسياری ازمربيان از اهميت تغذيه خوب برای ورزشکاران خود مطلع اند،ولی يافتن راه برای اجرای يک برنامه تغذيه سالم دشوار است. نخستين مشکل در اين زمينه آن است که غذاهای کم محــتوا فراوان است،و بسيار مشکل است که ورزشکاران جوان را از خوردن آنها بر حذر داشت.


 مسئله دوم کمک به ورزشکاران به منظور تأمين نيازهای غذايی صحيح با تشديد مســاعی والدين آنهاست که مسئول تهيه و آماده کردن غذا هستند .


 سوم،نقل قولهای بسياری درمورد تغذيه وورزش وجود دارد به عنوان مثال ، نحوه استفاده کردن از مکمل های ويتامينی رژيم های غذايی سرشاراز پروتئن ،ومصرف مقدارکم نمک – بنابراين ممکن است در اين باره اطلاعات ورزشکاران و مربيان درباره اين مسائل نادرست باشد

 


کاربر گرامی مطلب طولانی است .برای مطالعه ی کامل این متن آموزشی آن را دانلود کنید


لینک دانلود

دارو شناسی

دارو شناسی


مقدمه

دارو هميشه به عنوان يك عامل اساسي در درمان اكثر بيماري ها مطرح است. در حال حاضر
بيش از 0888 فرآورده دارويي در سراسر جهان استفاده مي شود. هر كشوري بر اساس
وضعيت جغرافيايي، بيماريها و منابع مالي تعدادي از اين داروها را در ليست داروهاي اساسي
خود قرار داده و پزشكان موظف به تجويز فقط همان داروها هستند.امروزه تجويز و مصرف غيرمنطقي داروها گريبانگير بسياري از كشورها )از جمله كشورهاي
جهان سوم و كشور خودمان( شده است. براي مثال بر اساس آمار منتشر شده از وزارت
بهداشت، درمان و آموزش پزشكي حدود 80 % داروهاي تجويز شده براي بيماران اشكال
تزريقي داروها مي باشد. بر اين اساس مصرف سرانه فرآورده هاي تزريقي در ايران
و در كشورهاي توسعه يافته بسيار / حدود 08 عدد، در كشورهاي در حال توسعه حدود 8
كمتر از 0 عدد مي باشد

لینک دانلود

تشخیص و درمان خشونت صدا

تشخیص و درمان خشونت صدا


PDF متن کامل مقاله

اختلال صدا يک سوم جمعيت ايالات متحده را مبتلا مي‌کند و در معلم‌ها و سالمندان شايع‌تر است، هرچند مي‌تواند هرکسي را مبتلا نمايد. خشونت صدا (ديس‌فوني) غالبا ناشي از يک مشکل خوش‌خيم است؛ البته براي تشخيص يک علت جدي‌تر، ارزيابي فوري لازم است...

 بنياد جراحي سروگردن آکادمي اتولارنگولوژي آمريکا راهکارهاي مبتني بر شواهدي را براي ارزيابي و درماني خشونت صدا منتشر کرده‌اند. اهداف اين راهکارها عبارتنداز بهبود دقت تشخيصي، کاهش استفاده نامناسب از دارو و تصويربرداري و ترويج استفاده مناسب از لارنگوسکوپي، صدا درماني و جراحي.

ارزيابي تشخيص

در بيمار دچار تغيير کيفيت، زير و بم، بلندي يا تلاش کلامي صدا که مخل برقراري ارتباط يا کاهنده کيفيت زندگي در ارتباط با صداست، بايد تشخيص خشونت صدا عنوان گردد (توصيه درجه C).

تشخيص خشونت صدا مبتني بر معيارهاي باليني است که ممکن است توسط بيمار يا همراه وي ذکر و يا توسط پزشک شناسايي شود. هيچ آزمون يا ارزيابي ديگري لازم نيست. خشونت صدا ممکن است با ناراحتي در صحبت کردن، افزايش تلاش کلامي (Phonatory)، صداي ضعيف و تغيير کيفيت صدا (مثلا لرزش، نفس‌نفس زدن، خش‌دار بودن) همراه باشد. در بيماران دچار تغيير چشمگير صدا يا تغيير محدود صدا ولي علايم مهم ديگر ارزيابي لازم است.

ارزيابي بايد شامل گوش دادن با دقت و عيني (Objective) به صداي بيمار، مشخص کردن شدت تغيير صدا و علايم ديگر و اخذ شرح حال پزشکي از جمله مصرف داروها باشد، (جدول 1). ممکن است به خاطر ايجاد مشکلات در برقراري ارتباط (مثلا اشکالي در شنيده شدن توسط ديگران) يا افول جنبه‌هاي فيزيکي، اجتماعي و عاطفي زندگي، کيفيت زندگي تحت تاثير قرار گيرد. اطلاعات حاصل از همراهان بيمار، به خصوص در مورد کودکان و بيماران دچار اختلال شناختي، مهم است زيرا اين بيماران ممکن است خودشان نتوانند علايم را تشخيص دهند.

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تشخیص و درمان پوکی استخوان

تشخیص و درمان پوکی استخوان


PDF متن کامل مقاله

پوکی استخوان و شکستگیها ی ناشی از آن موضوعات برجسته ای در حیطه سلامت هستند که به همان اندازه که سن جمعیت افزایش می یابد، بر اهمیت آ ن ها نیز افزوده می گردد. حدود 10 میلیون آمریکایی پوکی استخوان دارند و 34 میلیون نفر دیگر هم دچار کاهش توده استخوانی هستند. خوشبختانه در خصوص پیشگیری، تشخیص و درمان پوکی استخوان راهبردهای مؤثری وجود دارند.

منبع: نشریه نوین پزشکی شماره ۵۰۳

تشخيص و درمان برونشيت حاد

تشخيص و درمان برونشيت حاد


PDF متن کامل مقاله

سرفه شايع‌ترين علامتي است که مراجعه بيماران به مطب پزشکان عمومي را در پي دارد و تشخيص اين بيماران نيز معمولا برونشيت حاد است. برونشيت حاد را بايد از ساير تشخيص‌هاي شايع مثل پنوموني و آسم افتراق داد؛ زيرا اين بيماري‌ها نيازمند درمان‌هاي خاصي هستند که براي برونشيت حاد انديکاسيون ندارند...

 علايم برونشيت معمولا براي مدت 3 هفته به طول مي‌انجامند. وجود يا فقدان خلط رنگي (مثلا سبز رنگ) يافته قابل اعتمادي براي افتراق عفونت‌هاي باکتريايي مجاري تنفسي تحتاني از انواع ويروسي آن نيست. ويروس‌ها، عامل بيش‌از 90 موارد عفونت‌هاي برونشيتي حاد هستند. استفاده از آنتي‌بيوتيک‌ها معمولا براي درمان برونشيت، انديکاسيون ندارد و تنها درصورت شک به سياه‌سرفه و به منظور کاهش انتقال اين بيماري يا در مواردي که بيمار در معرض خطر بالاي ابتلا به پنوموني است (به عنوان مثال بيماران 65 سال و بالاتر)، بايد از آنها استفاده کرد. ثابت شده که روش‌هاي درماني معمول براي کنترل علايم برونشيت حاد غير موثر هستند. همچنين براساس توصيه اداره نظارت بر غذا و داروي ايالات‌متحده (FDA)نبايد از داروهاي ضد سرفه و سرماخوردگي در کودکان زير 6 سال استفاده نمود. استفاده از ترکيبات گياه شمعداني عطري (pelargonium) مي‌تواند در کاهش شدت علايم در بزرگسالان کمک‌کننده باشد. درصورتي که انتظارات بيمار در مورد تجويز آنتي‌بيوتيک و داروهاي کنترل‌کننده علايم با توصيه‌هاي مبتني بر شواهد مطابقت نداشته باشد، بايد با استفاده از راهبردهاي موثر برقراري ارتباط، ضمن حفظ رضايتمندي بيمار، بي‌خطرترين درمان‌هاي در دسترس را در اختيار بيمار قرار داد.

مقدمه

سرفه شايع‌ترين علامتي است که باعث مراجعه بيماران به مطب پزشکان عمومي مي‌شود و برونشيت حاد نيز شايع‌ترين تشخيص دراين گروه از بيماران است. با اين حال مطالعات حاکي از آنند که بيشتر بيماران مبتلا به برونشيت حاد، به صورت نامناسب يا ناموثري تحت درمان قرار مي‌گيرند. اگرچه برخي پزشکان انتظارات بيماران و محدوديت‌هاي زماني را علت بهره‌گيري از اين روش‌هاي درماني مي‌دانند، هشدارهاي اخير FDA درباره خطرات برخي از داروهاي پرمصرف در درمان اين بيماري، بر اهميت استفاده از درمان‌هاي موثر و مبتني بر شواهد در برونشيت حاد تاکيد مي‌کنند.


تشخيص

برونشيت حاد يک عفونت خودمحدودشونده است که سرفه علامت اصلي آن به شمار مي‌رود. ممکن است افتراق اين عفونت از ساير بيماري‌هايي که به صورت شايع باعث ايجاد سرفه مي‌شوند، دشوار باشد (جدول 1).

سرماخوردگي اغلب به ايجاد سرفه مي‌انجامد؛ با اين حال در اين بيماري معمولا احتقان و آبريزش بيني هم وجود دارد. همچنين به طور معمول علايم سرماخوردگي تنها به مدت 10ـ7 روز ادامه پيدا مي‌کند. علايم برونشيت حاد معمولا براي مدت تقريبا 3 هفته طول مي‌کشند.

به طور معمول مي‌توان در بيماراني که دچار تب، تاکي‌پنه، تاکي‌کاردي يا يافته‌هاي ريوي باليني مطرح‌کننده پنوموني در معاينه فيزيکي نيستند، تشخيص پنوموني را رد کرد. با اين حال سرفه مي‌تواند تنها علامت اوليه تظاهر پنوموني در بيماران سالمند باشد و لذا آستانه استفاده از راديوگرافي قفسه‌سينه دراين گروه از بيماران بايد پايين در نظر گرفته شود. وجود يا فقدان خلط رنگي (به عنوان مثال سبز رنگ) يافته قابل اعتمادي براي افتراق عفونت‌هاي باکتريايي مجاري تنفسي تحتاني از انواع ويروسي آن نيست.

پاتوژن مسبب برونشيت به ندرت شناسايي مي‌شود (جدول 2). در بررسي‌هاي باليني، تشخيص پاتوژن مسبب در کمتر از 30 موارد امکان‌پذير مي‌شود. تقريبا 90 از عفونت‌هاي برونشيتي حاد ناشي از ويروس‌ها هستند. از آنجايي که ميزان حصول نتيجه کشت‌هاي ويروسي معمولا پايين است و به ندرت بر طرح درمان تاثير مي‌گذارد، انجام روتين آزمون‌هاي سرولوژيک براي برونشيت توصيه نمي‌شود. درصورتي که خطر ابتلا به آنفلوانزا متوسط در نظرگرفته شود و بيمار ظرف 36 ساعت از شروع علايم مراجعه نمايد، ممکن است انجام آزمون‌هاي آنفلوانزا مدنظر قرارگيرد. طي فصل اوج ابتلا به آنفلوانزا، انجام اين آزمون‌ها معمولا کمک‌کننده نيست زيرا احتمال پيش‌آزمون (pretest probability) آنفلوانزا در اين مواقع بالا خواهد بود. از سوي ديگر ارزش اخباري مثبت (PPV) اين آزمون‌ها براي رد کردن آنفلوانزا در زماني غير از فصل اوج ابتلا به آن نيز بسيار پايين است.

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تشخیص و درمان انقباض برونش ناشي از ورزش

تشخیص و درمان انقباض برونش ناشي از ورزش


PDF متن کامل مقاله

انقباض برونش ناشي از ورزش (EIB) به صورت تنگ شدن راه‌هاي هوايي به دنبال فعاليت توصيف مي‌شود. بيش‌ از 10 جمعيت عمومي و تا 90 از افرادي که قبلا تشخيص آسم برايشان گذاشته شده، دچار EIB هستند. علايم شايع سرفه، خس‌خس (ويز) و احساس فشردگي قفسه سينه به دنبال ورزش را شامل مي‌شوند، هرچند بسياري از ورزشکاران، نشانه‌هاي غيراختصاصي از قبيل خستگي و اختلال عملکرد را نشان مي‌دهند. در ابتدا بايد اسپيرومتري جهت ارزيابي آسم مزمن زمينه‌اي انجام شود؛ هرچند در اغلب موارد نتيجه اين آزمون طبيعي است. ممکن است امتحان باليني آگونيست‌هاي بتا- 2 کوتاه‌اثر يا آزمون تحريک بيشتر برونش جهت تاييد تشخيص لازم باشد. گزينه‌هاي درمان غيردارويي شامل اجتناب از محرک‌هاي شناخته‌شده، انتخاب ورزش‌هاي داراي تهويه دقيقه‌اي پايين‌تر، گرم کردن قبل از ورزش و استفاده از ماسک تبادل حرارت در هواي سرد است. آگونيست‌هاي بتا- 2 کوتاه‌اثر به عنوان داروي خط اول در درمان‌هاي دارويي توصيه مي‌شوند؛ ولي در موارد مقاوم ممکن است آنتاگونيست‌هاي گيرنده لکوترين يا کورتيکواستروييدهاي استنشاقي همراه با آگونيست‌هاي بتا- 2 طولاني‌اثر يا بدون آن‌ها، لازم باشند. اگر علي‌رغم درمان علايم ادامه يابد، تشخيص‌هاي ديگري از قبيل علل قلبي، علل ريوي ديگر، اختلال عملکرد تار صوتي يا اضطراب بايد مد نظر قرار گيرند. 

مقدمه

«انقباض برونش ناشي از ورزش» (EIB) در افراد فعال از نظر جسمي مشکل شايعي محسوب مي‌شود. EIB به صورت يک انقباض برونشي گذرا و برگشت‌پذير که در طول ورزش شديد يا پس از آن اتفاق مي‌افتد، مشخص مي‌شود. اين مشکل ممکن است در افراد داراي زمينه‌ آسم يا بدون آن اتفاق بيفتد. انقباض برونش تحريک‌شده با ورزش در افرادي که آسم زمينه‌اي دارند، تحت عنوان «آسم ناشي از ورزش» شناخته مي‌شود. اين مقاله در مورد تشخيص و درمان EIB در افرادي که آسم زمينه‌اي ندارند، بحث مي‌کند. برنامه ملي آموزش و پيشگيري از آسم(1)، راهکارهايي را براي تشخيص و درمان آسم ارايه کرده است.


اپيدميولوژي و اتيولوژي

EIB در افرادي که در ورزش‌هاي استقامتي شرکت مي‌کنند و ورزش‌هايي که نيازمند تهويه دقيقه‌اي زيادي هستند، شايع‌تر است. بيش از 10 از جمعيت عمومي و تا 90 از افرادي که قبلا تشخيص آسم برايشان مطرح شده، به EIB دچارند. شيوع EIB در ورزشکاران بين 50-11 متغير است؛ هرچند در ورزشکاران مبتلا به آسم به 90 هم مي‌رسد. EIB همچنين به طور شايعي براي ورزشکاران در هواي سرد اتفاق مي‌افتد و تقريبا در 50 از اسکي‌بازان کراس‌کانتري المپيک يافت شده است.

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تشخيص و درمان استئوپورز

تشخيص و درمان استئوپورز


در ايالات متحده تقريبا 8 ميليون زن و 2 ميليون مرد دچار استئوپورز هستند. شکستگي‌هاي مرتبط با آن علت شايع و قابل پيشگيري موربيديته و مرگ‌ومير در حداکثر 50 زنان مسن‌ است. کارگروه خدمات پيشگيري ايالات متحده(1) (USPSTF)استفاده از جذب سنجي اشعه X با انرژي دوگانه(2)(DEXA) را براي غربالگري تمامي زنان 65 سال به بالا و زنان 64-60 ساله‌اي که در معرض خطر بالاي شکستگي هستند، توصيه مي‌کند. برخي سازمان‌ها مدنظر قراردادن غربالگري را در همه مردان 70 سال به بالا توصيه مي‌کنند. در افراد مبتلا به استئوپورز، که براساس اسکن DEXA يا شکستگي قبلي ناشي از شکنندگي تشخيص داده مي‌شوند، درمان خط اول موثر شامل پيشگيري از افتادن، مصرف کلسيم کافي (حداقل 1200 ميلي‌گرم در روز) و ويتامين D (حداقل800-700 واحد در روز) و درمان با يک بيس‌فسفونات است. رالوکسيفن، کلسي‌تونين، تري‌پاراتيد يا هورمون درماني ممکن است در زيرگروه‌هاي خاصي از بيماران در نظر گرفته شوند...

تقريبا 8 ميليون زن و 2 ميليون مرد در ايالات متحده مبتلا به استئوپوروز هستند و 34 ميليون نفر استئوپني دارند. تقريبا يک نفر از هر دو زن سفيدپوست طي دوران زندگي خود دچار شکستگي ناشي از استئوپوروز مي‌شود. استئوپوروز همچنين در مردان مسن‌تر نيز رخ مي‌دهد که موجب مرگ‌ومير بيشتر در اثر شکستگي‌ هيپ مي‌شود و از طرفي در آنان غربالگري و درمان کمتر انجام مي‌شود. در مجموع، شکستگي‌هاي هيپ موجب مرگ و مير بيشتر به ميزان 20-10 طي 12 ماه مي‌شود و تا 25 بيماران دچار شکستگي هيپ نياز به مراقبت‌هاي پرستاري طولاني مدت در منزل پيدا مي‌کنند. در سال 2002 هزينه يک مورد شکستگي هيپ تقريبا 34000-34000 دلار تخمين زده شده است و هزينه سالانه همه شکستگي‌هاي ناشي از استئوپوروز تا 18 ميليارد دلار بوده است.

علي‌رغم وجود راهکارهاي غربالگري گسترده و تشخيص و درمان قابل قبول، شکافي بزرگ ميان دانش موجود و اقدامات موثر وجود دارد. يک مطالعه نشان داد که تنها 49 زنان براساس راهکارهاي قابل قبول ارزيابي يا درمان شده‌اند.

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تشخيص و درمان اندومتريوز

تشخيص و درمان اندومتريوز


PDF متن کامل مقاله

اندومتريوز يک اختلال مزمن ژنيکولوژيک است که به طورمعمول با درد مزمن و نازايي تظاهر مي‌يابد. اين اختلال 10-6 زنان را در سنين باروري گرفتار مي‌نمايد و در 38 زنان دچار نازايي و تا 87 در زنان مبتلا به درد مزمن لگن مشاهده مي‌گردد...

به نظر مي‌رسد که اين اختلال در اثر چسبندگي و کاشته شدن غدد و استروماي آندومتر در صفاق به دنبال قاعدگي رتروگراد رخ مي‌دهد. ضايعات آندومتر در اثر بيش توليد پروستاگلاندين و استروژن رخ مي‌دهد که منجر به التهاب مزمن مي‌گردد.

مکانيسم بروز ناباروري در زنان در مراحل اوليه آندومتريوز مشخص نيست. استرس اکسيداتيو و غلظت‌هاي بالاتر سيتوکين‌هاي التهابي ممکن است از چند راه بر عملکرد اسپرم از جمله تخريب DNA اسپرم تاثير بگذارند.

محيط غيرطبيعي صفاق همچنين مي‌تواند سبب اختلال کارکرد اسکلت سلولي اووسيت گردد. در آندومتريوز پيشرفته‌تر با پيدايش کيست‌ها و چسبندگي‌هاي تخمدان، اين يافته‌هاي غيرطبيعي آناتومي، مي‌تواند سبب اختلال عملکرد لوله‌ها گردد.


تشخيص

ارزيابي تشخيصي زنان مبتلا به درد لگني شامل شرح حال و معاينه فيزيکي دقيق براي رد نمودن ساير علل ژنيکولوژيک درد است. علل غيرژنيکولوژيک (مانند سندرم روده تحريک پذير، سيستيت انترستيسيل، اختلالات مجاري ادراري) را مي‌توان با آزمونهاي دقيق و در صورت لزوم ارجاع رد نمود.

آندومتريوز فقط بر اساس بافت شناسي ضايعات برداشته شده در حين جراحي، به صورت قطعي تشخيص داده مي‌شود. بررسي‌هاي تصويربرداري را نمي‌توان براي تشخيص آندومتريوز بکار برد؛ ولي مي‌توانند در بيماران مبتلا به توده‌هاي لگني يا ضمايم رحمي سودمند باشند. آندومتريوز تخمداني به صورت معمول در سونوگرافي به شکل کيستهاي حاوي بازتاب دروني اندک يکنواخت(1) که با تجمع خون قديمي مطابقت دارد تظاهر مي‌يابد. به نظر مي‌رسد تصويربرداري به تنهايي در افتراق آندومتريوم‌هاي(2) تخمداني از ساير توده‌هاي ضمايم رحمي، قدرت پيش‌بيني کننده زيادي دارد.

سونوگرافي از راه واژن براي تعيين وجود آندومتريوز و ارتشاح عمقي آن به رکتوم يا غشاي رکتوواژينال، روش تصويربرداري ارجح است. تصويربرداري با تشديد مغناطيسي(MRI) را بايد در بيماراني بکار برد که نتايج سونوگرافي آنها مبهم است و يا شک به آندومتريوز رکتوواژينال يا مثانه‌اي وجود دارد.

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تشخيص و درمان آسم

تشخيص و درمان آسم


PDF متن کامل مقاله

گزارش سوم گروه متخصصين برنامه ملي آموزش و پيشگيري آسم پيشرفت بزرگي را در رويکرد به مراقبت آسم فراهم کرده است. درمان آسم بايد با سيستم طبقه‌بندي شده جديد مديريت شود که شدت را در ارزيابي اوليه بررسي کرده و در تمام ويزيت‌هاي بعدي کنترل مي‌کند...

 شدت آسم با مشکل فعلي (که با تاثير بر فعاليت هاي روزمره مشخص مي‌شود) و خطر حملات آتي (که با دفعات مصرف کورتيکوستروييد سيستميک خوراکي مشخص مي‌شود) تعيين مي‌گردد و بيماري به صورت متناوب، پايدار خفيف، پايدار متوسط و پايدار شديد طبقه‌بندي مي‌شود. درمان اوليه براساس شدت بيماري تنظيم مي‌گردد. ميزان کنترل نيز با تحليل ميزان مشکل فعلي و خطرات آتي تعيين مي گردد. پرسشنامه‌هايي معتبر براي پيگيري اختلال در کنترل بيماراني بکار مي روند که آسم آنها بصورت "خوب کنترل شده"، "خوب کنترل نشده" و "بسيار ضعيف کنترل شده" تعريف شده است. تصميم در مورد تنظيم داروها و پيگيري برنامه‌ريزي شده براساس ميزان کنترل بيماري اتخاذ مي‌شود. در حالي که هنوز هم رويکرد گام به گام براي کنترل آسم توصيه مي شود، تعداد گام‌هاي محتمل افزايش يافته است.

برنامه ملي آموزش و پيشگيري از آسم، گزارش سوم گروه متخصصين (3-EPR)(1) را در مورد راهکار‌هاي درمان و مديريت آسم منتشر کرد. هر چند که نسخه‌هاي قبلي اين راهکار‌ها بر طبقه‌بندي بيماري و مراقبت گام به گام بعنوان روش هايي براي مديريت مطلوب بيماران آسمي تاکيد داشت، آخرين نسخه آن از ديدي متفاوت و وسيع‌تر به موضوع نگاه مي‌کند. اين رويکرد جديد چندوجهي به پزشکان خانواده و تيم درماني آنها اجازه مي دهد که بيماران خود را بصورت خودکفا در خانه، و در قالب فعاليت‌هاي روزانه و محيط کار و خانوادگي ارزيابي کنند، رويکردي که در قالب الگوي جديد پزشک خانواده طنين‌انداز خواهد شد که در اقدامات آتي پروژه پزشک خانواده تعريف شده است. در اين مقاله مفاهيم اين رويکرد جديد مورد بحث قرار مي‌گيرد و برخي ابزارها براي وارد کردن اين رويکرد به مراقبت فردي بيماران ارايه مي‌شود.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تشخيص سندرم‌هاي کرونري حاد (نقش تروپونین)

تشخيص سندرم‌هاي کرونري حاد (نقش تروپونین)


PDF متن کامل مقاله

معيارهاي تشخيصي براي انفارکتوس ميوکارد1 (MI) برگرفته‌ از سه‌گانه تظاهرات باليني، تغييرات موجود در نوار قلب و اندازه‌گيري‌هاي متوالي آنزيم‌ها يا بيومارکرهاي قلبي هستند...

در سال‌هاي اخير تاکيد بر بيومارکرها (به خصوص تروپونين) افزايش يافته در حالي که توجه کمي به يافته‌هاي نوار قلب و علايم باليني شده است. با وجود اين، قابل شناسايي بودن سطح تروپونين به تنهايي معادل تشخيص MI تلقي نمي‌گردد.


تروپونين و آسيب ميوکارد

سندرم کرونري حاد2 (ACS) اصطلاحي کلي است که در مواردي استفاده مي‌شود که علايم و نشانه‌هاي باليني ايسکمي ميوکارد ناشي از انسداد جريان در شرايين کرونري باشد و نوعا دربرگيرنده MI و آنژين ناپايدار، هردو، است. بنا بر تعريف ساده سند اجماعي مشترک جامعه متخصصان قلب اروپا و کالج متخصصان قلب آمريکا (که در سال 2000 منتشر و در سال 2007 به‌روز شد)، MI عبارت است از نکروز ميوکارد ثانويه به ايسکمي که مي‌تواند در ACS بدون MI نيز رخ ‌دهد. تروپونين قلبي از مارکرهاي بسيار اختصاصي آسيب قلب به شمار مي‌رود؛ البته آسيب ميوکارد نه براي MI اختصاصي است و نه براي ACS.

چند ابزار سنجش جديد بر اساس تروپونين بسيار حساس3 (hsTn) قادر به شناسايي سطوحي از تروپونين هستند که با ابزارهاي سنجش متعارف و قديمي‌تر در حد صفر ثبت مي‌شوند. مزاياي اين روش‌هاي سنجش hsTn (حساسيت بالاتر در تشخيص آسيب ميوکارد و امکان شناسايي زودتر MI) در ازاي کاهش ويژگي براي تشخيص ACS به دست مي‌آيند. به علاوه، پژوهشگران در يک گزارش جديد نه تنها در بيماران دچار ACS، بلکه در بيماران فاقد آن نيز از CT اسکن براي تاييد ارتباط مکانيسمي بين افزايش سطح hsTn و آسيب ميوکارد استفاده کردند. حتي در صورت استفاده از ابزارهاي سنجش متعارف تروپونين، ممکن است سطح تروپونين در بيماران به خاطر عللي غير از ACS قابل شناسايي باشد؛ استفاده از hsTn احتمالا اين يافته‌هاي مثبت کاذب را افزايش مي‌دهد.

بايد اين باور کنوني که تروپونين تنها در اثر آسيب غير قابل برگشت سلول‌هاي ميوکارد آزاد مي‌شود، مورد ارزيابي مجدد قرار گيرد. در يک مطالعه جديد، در دوندگان ماراتن پس از مسابقه سطوح تروپونين به طرز معني‌داري افزايش يافته بود. مولفان 2 مکانيسم جايگزين را براي افزايش مقدار تروپونين پس از فعاليت شديد پيشنهاد نمودند: آسيب واقعي ميوکارد در اثر تخريب ميوسيت‌ها و آزاد شدن سيتوزولي اين بيومارکر. در مطالعه دوندگان ماراتن، MRI قلب با ماده حاجب تاخيري از آزاد شدن سيتوزولي حمايت کرد و مولفان در يک مقاله مروري جديد نتيجه گرفتند که افزايش نفوذپذيري غشا مکانيسم محتمل‌تري براي آزاد شدن تروپونين در اثر فعاليت است تا نکروز ميوکارد. اينک پژوهشگران به اين نتيجه رسيده‌اند که hsTn مي‌تواند در جمعيت‌هاي سالم شناسايي شود و افزايش سطح آن با افزايش خطر قلبي- عروقي مرتبط است.

هدف از تشخيص هرگونه بيماري ميوکارد عبارت است از طبقه‌بندي بيمار بر اساس پيش‌آگهي، پاتوفيزيولوژي و درمان‌هاي اختصاصي. افزايش سطح تروپونين در بيمار دچار سپسيس، اورژانس‌هاي پرفشاري‌ خون، آمبولي ريه، کم‌فشاري خون، نارسايي کليه يا انواع بيماري ديگر نشان مي‌دهد که آسيب ميوکارد يا حتي MI غيرترومبوتيک (انتهاي طيف ايسکمي ناشي از افزايش تقاضا) رخ داده که باعث نشت سطوح پايين‌ تروپونين شده و احتمالا نشانگر پيش‌آگهي ضعيف است. البته افزايش سطح تروپونين به معني ابتلاي بيمار به ACS نيست و لذا نبايد لزوما به مراقبت‌هاي معطوف به ACS بينجامد. براي افتراق ACS از وضعيت‌هاي غيرانسدادي، بايد يک سندرم باليني سازگار با تغيير سطح تروپونين (افزايش، کاهش يا هر دو) همراه باشد.


نتيجه‌گيري

ابزارهاي سنجش داراي حساسيت بالا، پزشکان را قادر مي‌سازند که MI را زودتر از آنچه اکنون مقدور است، هم تاييد و هم رد کنند ولي آزمون‌هاي متوالي در ساعت‌هاي صفر، 4 و 8 همچنان لازم است. به علاوه اين آزمون‌ها براي تشخيص برخي وضعيت‌هاي پرخطر (ايسکمي و MI ناشي از افزايش تقاضا) مفيدند ولي براي رد تشخيص آنژين ناپايدار (که آن‌ هم وضعيتي پرخطر براي بيمار به شمار مي‌رود ولي ممکن است در آن نشت تروپونين رخ ندهد) مفيد نيستند. تکيه بيش از حد بر تروپونين و در نظر نگرفتن يافته‌هاي نوار قلب و تظاهرات باليني به طرز مناسب، مي‌تواند به تشخيص بيش از حد و کمتر از حد MI، هردو، بينجامد که هر يک با خطرات خاص خود همراه است.

منبع: نشریه نوین پزشکی شماره ۴۹۱

تشخيص سردرد ميگرني

تشخيص سردرد ميگرني

تشخيص سردرد ميگرني

PDF متن کامل مقاله

پرسش باليني بهترين راه تشخيص ميگرن در بيماراني که با سردرد مراجعه مي‌کنند، چيست؟

خلاصه شواهد

سردرد از علل شايع مراجعه به مطب مراقبت‌هاي اوليه به شمار مي‌رود و در بيش از 1 بيماران مراجعه کننده، اين شکايت وجود دارد. در عموم جمعيت شيوع ميگرن در مردان 6 و در زنان حدود 15 است که در 40 سالگي به حداکثر مي‌رسد و سپس کاهش مي‌يابد. احتمال پيش آزمون ميگرن در بيماران مراجعه‌کننده به پزشک مراقبت‌هاي اوليه با شکايت اصلي سردرد، احتمالا بيش از 15-6 است چرا که سردردهاي ميگرني در مقايسه با ديگر سردرد‌ها، غالبا شديدترند و با علايم غيردرد بيشتري همراهند. از سوي ديگر، احتمال پيش آزمون احتمالا کمتر از شيوع 75 مشاهده شده در مطالعات تشخيصي بر روي بيماران مبتلا به ميگرن احتمالي است. در اين مقاله، تخمين منطقي شيوع ميگرن در بيماران مبتلا به سردرد 33 در نظر گرفته مي‌شود.

يک فرابررسي تهوع، ترس از نور (فونوفوبي)، ترس از صدا (فونوفوبي) و تشديد سردرد با فعاليت فيزيکي را بهترين علايم مجزا براي رد يا در نظر گرفتن ميگرن دانست. بهترين پيش‌بيني‌کننده، تهوع است (نسبت درستنمايي مثبت(1) [+LR]: 92/1). با توجه به اينکه احتمال کلي ميگرن در بيماراني که با سردرد مراجعه مي‌کنند، 33 است، وجود تهوع به تنهايي، احتمال ميگرن را تا 90 افزايش مي‌دهد. اين فرابررسي همچنين تاييد کرد که شکلات (1/7=+LR) و پنير (9/4=+LR) محرک‌هايي هستند که ارتباط قوي‌تري با ميگرن دارند.

برخي پژوهشگران تلاش نموده‌اند قواعد روايي را براي تصميم‌گيري باليني جهت تشخيص ميگرن ابداع کنند. دو پژوهشگر قواعدي را جهت استفاده در مراقبت‌هاي اوليه تدوين کرده‌اند. در اولين مطالعه از 1049 کارمند راه‌آهن ملي فرانسه خواسته شد به پرسش‌هاي غربالگري جواب دهند. از جمله، 166 کارمندي که هر 3 ماه حداقل يک بار دچار سردرد مي‌شدند، در اين مطالعه شرکت داشتند. يک نورولوژيست متخصص در اختلالات سردرد با شرکت‌کنندگان مصاحبه کرد و با استفاده از معيارهاي جامعه بين‌المللي سردرد(2)(IHS) تشخيص نهايي را عنوان نمود. براي شناسايي بهترين پيش‌بيني‌کننده‌هاي مستقل ميگرن از رگرسيون لجيستيک استفاده شد. قاعده تصميم‌گيري باليني 5 جزيي حاصل از اين مطالعه در جدول 1 نشان داده شده است.

در يک مطالعه جديدتر در ايالات متحده، پژوهشگران قاعده‌ تصميم‌گيري باليني 3 جزيي شناسايي ميگرن (جدول2) را براي تشخيص ميگرن ابداع کردند. همين پژوهشگران در گروهي جداگانه از بيماران، اين قاعده را رواسازي نمودند. اين مطالعه رواسازي بر روي افراد 55-18 ساله‌اي انجام گرفت که به 27 واحد مراقبت‌هاي اوليه و 12 درمانگاه سردرد مراجعه کرده بودند. متوسط سن بيماران 39 سال بود و 75 آنها را زنان تشکيل مي‌دادند. همانند مطالعه اول، استاندارد مرجع، کاربرد معيارهاي IHS توسط يک نورولوژيست بود.

هر چند روش‌شناسي هر دو قاعده، قوي است،‌ قاعده‌ شناسايي ميگرن (قاعده دوم) اين مزيت را دارد که به صورت آينده‌نگر رواسازي شده است و هر پزشک مي‌تواند با اطمينان از آن استفاده کند. بايد خاطرنشان کرد که برخي تظاهراتي که ميگرن را محتمل‌تر مي‌سازند (مثل ترس از نور و اورا)، احتمال وجود يک اختلال قابل ملاحظه در بررسي‌‌هاي تصويربرداري را نيز افزايش مي‌دهند. تصويربرداري براي بيماران دچار تظاهرات پرخطر توصيه مي‌گردد. اين تظاهرات عبارتند از سردرد حاد «رعد‌آسا» (در اين صورت پونکسيون کمري نيز لازم است)؛ يافته‌هاي غيرطبيعي در معاينه عصبي؛ اورا؛ استفراغ، در صورتي که بخشي از الگوي معمول ميگرن نباشد، تشديد سردرد با فعاليت يا مانور والسالوا و کلاسيک نبودن الگوي سردرد ميگرني، خوشه‌اي يا تنشي. در بيماراني که سردرد به‌تازگي شروع شده يا خصوصيات سردرد تغيير کرده يا ميگرن در بزرگسالي آغاز شده است، نيز تصويربرداري بايد مدنظر قرار گيرد.


کاربرد شواهد

زني 35 ساله اخيرا دچار حملات سردرد شده است. سردردهاي وي نوعا با تهوع بدون استفراغ يا ترس از نور همراهند و يک طرفه هستند. سردردها 12-6 ساعت طول مي‌کشند و هنگامي که وي بيدار مي‌شود، رفع شده‌اند و نسبتا موجب درماندگي شده‌اند. بيمار تب، کاهش وزن يا ديگر تظاهرات هشدار دهنده براي بيماري‌هاي خطرناک را ذکر نمي‌کند و معاينه عصبي وي طبيعي است. احتمال ابتلاي بيمار به سردرد ميگرني چقدر است؟

پاسخ: براساس قاعده تصميم‌گيري 5 جزيي (جدول1)، بيمار 4 تظاهر از 5 تظاهر باليني ميگرن را دارد و لذا احتمال ابتلاي او به ميگرن 92 است. همچنين احتمال ابتلا با استفاده از قاعده‌ شناسايي ميگرن (جدول2)، 62 (بيشترين احتمال ممکن) است. از آنجا که وي فاقد تظاهرات هشداردهنده و داراي معاينه عصبي طبيعي است، نتيجه مي‌گيريد که تصويربرداري لازم نيست و گزينه‌هاي درمان ميگرن را با بيمار در ميان مي‌گذاريد.

منبع: نشریه نوین پزشکی شماره ۴۲۱

تشخيص پرفشاري خون ثانويه

تشخيص پرفشاري خون ثانويه


PDF متن کامل مقاله

پرفشاري خون ثانويه نوعي پرفشاري خون با علت زمينه‌اي بالقوه قابل تصحيح است. ممکن است از روي علايم (مثلا گرگرفتگي و تعريق مطرح‌کننده فئوکروموسيتوم)، يافته‌هاي معاينه (مثلا برويي کليوي مطرح‌کننده تنگي شريان کليوي) يا اختلالات آزمايشگاهي (مثلا هيپوکالمي مطرح‌کننده آلدوسترونيسم) يک علت ثانويه مطرح گردد. در بيماران دچار پرفشاري خون مقاوم و شروع زودهنگام يا ديرهنگام پرفشاري خون نيز بايد پرفشاري خون ثانويه را مد نظر داشت....

 ميزان شيوع پرفشاري خون ثانويه و شايع‌ترين علل آن بر حسب گروه سني متغيرند. در تقريبا 10 - 5 از بزرگسالان دچار پرفشاري خون يک علت ثانويه وجود دارد. در جوانان، به خصوص زنان، تنگي شريان کليوي در اثر ديس‌پلازي فيبروماسکولار يکي ‌از شايع‌ترين علل ثانويه به شمار مي‌رود. ديس‌پلازي فيبروماسکولار را مي‌توان با MRI يا CT اسکن تشخيص داد. از همين روش‌هاي تصويربرداري مي‌توان براي تشخيص تنگي آترواسکلروتيک شريان کليوي استفاده نمود که از علل اصلي پرفشاري خون ثانويه در افراد سالمند به شمار مي‌رود. در ميانسالان، آلدوسترونيسم شايع‌ترين علت ثانويه پرفشاري خون است و آزمون تشخيصي ابتدايي توصيه‌شده براي آن، نسبت آلدوسترون به رنين است. تا 85 کودکان مبتلا به پرفشاري خون دچار يک علت قابل شناسايي هستند که شايع‌ترين آنها بيماري پارانشيم کليه است. لذا تمام کودکان دچار پرفشاري خون تاييدشده بايد از نظر علت زمينه‌اي تحت ارزيابي قرار بگيرند که اين ارزيابي سونوگرافي کليه را نيز دربر مي‌گيرد.

در ايالات متحده يک‌سوم بزرگسالان مبتلا به پرفشاري خون هستند. بيماري بيشتر اين افراد علت واضحي ندارد و در دسته پرفشاري خون اوليه قرار مي‌گيرد. البته 10 ـ 5 افراد هم دچار پرفشاري خون ثانويه هستند که در آنها مي‌توان يک علت زمينه‌اي بالقوه قابل تصحيح را شناسايي نمود. در کودکاني دچار پرفشاري خون، علل ثانويه بسيار شايع‌ترند. هرگاه در بيماري پرفشاري خون تشخيص داده شود، يک هدف ارزيابي اوليه (يعني شرح‌حال، معاينه فيزيکي و آزمون‌هاي آزمايشگاهي پايه) عبارت است از رد علل ثانويه احتمالي ( جدول 1). انديکاسيون‌هاي ارزيابي بيشتر از نظر يک علت ثانويه محتمل در غياب نشانه‌ها و علايم مطرح‌کننده، عبارتند از پرفشاري خون مقاوم (که بنا بر تعريف عبارت است از فشار خون بالا با وجود پايبندي بيمار به دوزهاي بهينه 3 داروي کاهنده فشار خون که شامل يک ديورتيک باشد)، شروع زودهنگام يا ديرهنگام پرفشاري خون، سير شديد يا تسريع‌شده بيماري يا عدم تحمل داروهاي خاص.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تشخيص افتراقي قرمزي و تورم پلک

تشخيص افتراقي قرمزي و تورم پلک


PDF متن کامل مقاله

قرمزي و تورم پلک که از شايع‌ترين علل مراجعه روزمره بسياري از بيماران به مراکز درماني است طيف وسيعي از بيماري‌هاي مختلف را دربرمي‌گيرد. اين طيف از آلرژي مختصر پلک (که حتي بدون اقدام درماني نيز خود به خود بهبود مي‌يابد) تا سلوليت اربيت (که مي‌تواند در اثر ترومبوز سينوس کاورنو و مننژيت حتي به نابينايي و مرگ منجر شود) و نيز تومورهاي بدخيم گسترده است. در اغلب موارد مي‌توان با معاينه دقيق پلک و ارزيابي علايم و نشانه‌ها و نيز توجه به مواجهات محيطي و شغلي بيمار به تشخيص قطعي رسيد. تشخيص زودهنگام و اقدام عاجل براي درمان سلوليت اربيت (عفونت نسوج اطراف کره چشم) به ويژه در کودکان داراي اهميت زيادي است و هر پزشکي بايد در اين زمينه توانا باشد. مقاله‌اي که پيش روي شماست در يادآوري علل، تشخيص افتراقي و درمان قرمزي و تورم پلک بسيار مفيد است.

تشخيص افتراقي قرمزي و ادم پلک گسترده است و طيفي مشتمل بر درماتوزهاي خوش‌خيم و خودمحدود شونده تا تومورهاي بدخيم و عفونت‌هاي تهديدکننده بينايي را در بر مي‌گيرد. معمولا با معاينه پلک و ارزيابي دقيق علايم و مواجهات بيمار مي‌توان به تشخيص قطعي رسيد. مشاهده يک پلک قرمز متورم اغلب وجود سلوليت را يادآوري مي‌کند. سلوليت اربيت عفونتي شديد بوده با پروپتوز و فلج چشمي تظاهر مي‌کند و به بستري و تجويز آنتي‌بيوتيک وريدي به منظور جلوگيري از تهديد بينايي نياز دارد. وضعيت‌هايي که خطر کمتري دارند، نظير درماتيت تماسي، درماتيت آتوپيک و بلفاريت، علل شايع‌تر قرمزي و ادم پلک هستند. اين وضعيت‌هاي کم‌خطرتر اغلب با کورتيکواستروييد موضعي و بهداشت‌ مناسب پلک بهبود مي‌يابند. تشخيص آنها براساس سرنخ‌هاي باليني نظير سير زماني، وجود يا عدم وجود علايم تحريکي، پوسته‌ريزي و ساير يافته‌هاي پوستي صورت مي‌گيرد. ضايعات مجزاي پلک نيز شاخص تشخيصي مهمي هستند. يافتن وزيکول، اروزيون و دلمه مي‌تواند نشانه‌اي از عفونت هرپس باشد. ندول‌هاي خوش‌خيم و خودمحدود شونده پلک نظير گل‌مژه(hordeolum) و شالازيون اغلب به کمپرس گرم پاسخ مي‌دهند، در حالي که ضايعات بدخيم به برداشت جراحي نياز دارند.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تشخيص افتراقي تومور

تشخيص افتراقي تومور

 

تشخيص افتراقي تومور

پرسش باليني

تشخيص افتراقي ترمور در مراقبت‌هاي اوليه شامل چه مواردي است؟

 

پاسخ مبتني بر شواهد

شايع‌‌ترين ترمور در مراقبت‌هاي اوليه، ترمور فيزيولوژيک تشديد يافته و سپس ترمور اوليه (essential) و ترمورهاي ناشي از بيماري پارکينسون است. ديگر انواع ترمور عبارتند از ترمور اوليه هنگام نوشتن(1)، ترمور ارتوستاتيک، ترمورهاي ناشي از بيماري‌هاي مخچه و تالاموس، ترمور نوروپاتيک و ترمور روانزاد.

 

خلاصه شواهد

در يک نمونه‌ تصادفي از مردم شمال ايتاليا (706 فرد 
89-50 ساله)، 5/14 افراد (18 از مردان و 12 از زنان) دچار ترمور بودند و فراواني ترمور در مسن‌ترين بيماران 3 برابر کم‌سن‌ترين آنها گزارش شد.

عوامل متعددي مي‌توانند ترمور فيزيولوژيک را تا حد قابل شناسايي افزايش دهند (جدول 1). در يک تحليل کمي، بسياري از بيماران مشکوک به ترمور اوليه بر اساس معاينه باليني، مبتلا به ترمور فيزيولوژيک تشديديافته تشخيص داده شدند. از اين بيماران، 38 داروهايي مصرف مي‌کردند که علت شناخته شده ايجاد يا افزايش ترمور هستند و 13 مبتلا به بيماري تيروييد، 11 مبتلا به بيماري سيستميک شديد و 10 مبتلا به نوروپاتي محيطي بودند.

شيوع ترمور اوليه با افزايش سن، افزايش مي‌يابد و افراد جوان‌تر ممکن است به انواع خانوادگي ترمور اوليه مبتلا باشند.

در يک مطالعه گذشته‌نگر مشخص شد که 86 مبتلايان به بيماري پارکينسون و 8/2 عموم جمعيت دچار ترمور در حالت استراحت هستند. ترمور در حالت استراحت وقتي مشهود مي‌شود که بخش درگير کاملا در حالت استراحت باشد؛ اين ترمور حين فعاليت ارادي موقتا کاهش مي‌يابد. ترمور در حالت استراحت با افزايش سن شايع‌تر ‌شد. در اين مطالعه شيوع ترمور پارکينسوني نيز با افزايش سن در زنان افزايش مي‌يافت ولي ميزان آن در زنان حدود نصف مردان بود.

هرچند ترمور در حالت استراحت، مشخصه بيماري پارکينسون است، در ترمور اوليه نيز رخ مي‌دهد. در يک مطالعه، در بيماران مبتلا به ترمور در حالت استراحتِ ناشي از ترمور اوليه، ترمور شديدتر، بسيار منتشر و طولاني‌تر بود.

ترمور اوليه هنگام نوشتن، يک ترمور فعاليتي دست‌ها است که منحصرا هنگام نوشتن رخ مي‌دهد (ترمورهاي فعاليتي طي حرکت ارادي تغييري نمي‌کنند). ترمور ارتوستاتيک يک ترمور وضعيتي اندام‌هاي تحتاني و تنه است که منحصرا در حالت ايستاده رخ مي‌دهد (ترمورهاي وضعيتي هنگامي ايجاد مي‌گردند که سر و اندام‌ها در يک وضعيت ثابت نگه داشته مي‌شوند). ترمورهاي ناشي از بيماري‌هاي مخچه يا مسير خروجي آن به تالاموس نوعا هدفي (intention) هستند ولي مي‌توانند وضعيتي يا فعاليتي نيز باشند (ترمورهاي هدفي طي حرکت هدفدار شدت مي‌يابند). ترمور نوروپاتيک معمولا وضعيتي يا فعاليتي است و ممکن است ديگر نشانه‌هاي نوروپاتي محيطي نيز در اندام‌هاي مبتلا وجود داشته باشد. ترمور روان‌زاد غالبا پيچيده و داراي اجزاي استراحتي، وضعيتي و فعاليتي است و غالبا با ديگر تظاهرات اختلالات حرکتي روان‌زاد همراهي دارد.

 

تفسير باليني

آنچه مي‌آموزيم اين است که شيوع تومور با افزايش سن افزايش مي‌يابد و اينکه شايع‌ترين ترمورها عبارتند از: ترمور فيزيولوژيک تشديديافته، ترمور اوليه و ترمور پارکينسوني و نيز اينکه برخي عوامل مي‌توانند شدت ترمور را افزايش دهند (جدول 1). آنچه از اين اطلاعات به دست مي‌آوريم، اين است که به ياد داشته باشيم، ترمور معادل بيماري پارکينسون نيست و براي يافتن علل قابل درمان احتمالي ترمور بايد شرح حال بيمار و داروهاي مصرفي وي را به دقت بررسي نمود.

منبع: نشریه نوین پزشکی شماره ۴۲۱

تشخيص آپانديسيت: آزمون‌هاي آزمايشگاهي و تصويربرداري

تشخيص آپانديسيت: آزمون‌هاي آزمايشگاهي و تصويربرداري


PDF متن کامل مقاله

سوال باليني

چگونه بايد از آزمون ‌هاي آزمايشگاهي و تصويربرداري در تشخيص آپانديسيت استفاده کرد؟


خلاصه شواهد

گرچه علايم و نشانه‌هاي فرد ارزش محدودي در تشخيص آپانديسيت دارند، نظام نمره‌دهي آلوارادو (Alvarado) (که تحت عنوان MANTRELS (1) [مهاجرت درد به ربع تحتاني راست شکم، بي اشتهايي، تهوع/استفراغ، تندرنس در ربع تحتاني راست، تندرنس برگشتي، افزايش دماي بدن،لکوسيتوز، انحراف به چپ در شمارش گلبول هاي سفيد] نيز شناخته مي‌شود) و اُهمان (Ohmann) مي‌تواند دقيقا بيماران در معرض خطر کم، متوسط و بالا را شناسايي کند. اين دسته‌بندي يک اساس منطقي براي تفسير آزمون‌هاي تشخيصي فراهم مي‌کند تا جراحي‌هاي غيرضروري را به حداقل برساند، در عين اينکه حساسيت بالايي براي شناسايي آپانديسيت برقرار مي‌کند.

در يک مرور نظام‌مند، 24 مطالعه روي بيماران بستري مشکوک به آپانديسيت شناسايي شدند؛ اکثر اين مطالعات آينده‌نگر و روي بيماران متوالي بودند و مطالعاتي که فقط کودکان را شامل مي‌شدند کنار گذاشته شدند. جدول 1 داده هاي مربوط به صحت(Accuracy) آزمون‌هاي آزمايشگاهي وچندين ترکيب از متغيرها را نشان مي‌دهد که در مطالعات منفرد و جداگانه گزارش شده‌اند. حدود مرزي(cut offs) براي حداکثر نسبت‌هاي درستنمايي (likelihood ratio) مثبت و منفي انتخاب شدند. براي مثال، تغيير حد مرزي براي شمارش گلبول‌هاي سفيد از mm3/10000 به
mm3
/15000 تغيير زيادي در نسبت درستنمايي مثبت ايجاد نمي‌کند، اما نسبت درستنمايي منفي را از 26/0 به 81/0 مي‌رساند.

دو فرابررسي (متاآناليز) صحت سي‌تي‌اسکن (CT) و سونوگرافي را در تشخيص آپانديسيت بررسي کرده‌اند. اولي محدود به مطالعات آينده‌نگر بود، ولي داده‌هاي مربوط به کودکان و بزرگسالان را تفکيک نمي‌‌کرد. در کل حساسيت و ويژگي سي‌تي‌اسکن به ترتيب 94 و 95 و براي سونوگرافي به ترتيب 86 و 81 بود. يک فرابررسي جديدتر در مجموع نتايج مشابهي داشت، اما اطلاعات براي کودکان (26 مطالعه) و بزرگسالان (31 مطالعه) به طور جداگانه گزارش شدند(جدول 1).

در چندين مطالعه شرح حال و يافته‌هاي معاينه فيزيکي در ترکيب با تصويربرداري تشخيصي جهت ارزيابي بيماران مشکوک به آپانديسيت بررسي شده است. در يک مطالعه استراليايي آينده‌نگر روي بيماران 82-6 ساله اي که با شک به آپانديسيت براي جراحي ارجاع شدند، 302 بيمار به طور تصادفي جهت دريافت درمان معمول يا درمان براساس نمرات آلوارادو و يافته‌هاي سونوگرافي انتخاب شدند. بيماران با نمره آلوارادو کمتر از 4 تحت ‌نظر قرار گرفتند، با نمره 8-4 تحت سونوگرافي فشاري (Compression) قرار گرفتند و با نمره بيشتر از 8 براي جراحي معرفي شدند. در گروه مداخله، گرايش (trend) بيشتري به سمت درمان جراحي و زمان کمتري براي جراحي وجود داشت.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

ترومبوآمبولي وريدي در زمان بارداري

ترومبوآمبولي وريدي در زمان بارداري


ترومبوآمبولي وريدي علت اصلي مرگ مادران در ايالات متحده است. بارداري يک عامل خطرزا براي ترومبوز وريدي عمقي است و خطر مذکور با وجود سابقه شخصي يا خانوادگي از نظر يا ترومبوفيلي به ميزان بيشتري افزايش مي‌يابد. غربالگري براي ترومبوفيلي براي عموم جمعيت توصيه نمي‌شود؛ با اين حال، در مواقعي که سابقه شخصي يا خانوادگي مطرح‌کننده افزايش خطر است، انجام آزمايش براي وضعيت‌هاي ترومبوفيليک ارثي يا اکتسابي توصيه مي‌شود. فاکتور V ليدن و جهش پروترومبين G20210A شايع‌ترين اختلالات ترومبوفيلي ارثي هستند و نشانگان آنتي‌بادي ضد فسفوليپيد مهم‌ترين نقص اکتسابي در اين زمينه است. علايم باليني ترومبوز وريدي عمقي ممکن است خفيف بوده، افتراق آنها از ادم بارداري مشکل باشد. سونوگرافي با فشردن وريد (داپلر) آزمون تشخيصي انتخابي است. آمبولي ريه نوعا پس از زايمان با تنگي تنفس و تاکي‌پنه ظهور مي‌کند. سي‌تي‌اسکن اسپيرال آزمون انتخابي براي آمبولي ريه است. وارفارين در دوران بارداري کنترانديکه است، ولي مصرف آن پس از زايمان بي‌خطر مي‌باشد و با شيردهي منافاتي ندارد. هپارين با وزن مولکولي پايين عمدتا جايگزين هپارين تفکيک‌نشده براي پيشگيري و درمان در دوران بارداري شده است. 

ترومبوآمبولي وريدي(1)(VTE) که شامل ترومبوز وريدي عمقي(2)(DVT) و آمبولي ريه (pulmonary embolism) است سبب عارضه‌دار شدن 3- 5/0 در 1000 بارداري مي‌شود و عامل اصلي مرگ و مير مادران در ايالات متحده است. راهکار عملي کالج پزشکان آمريکا(3) و آکادمي پزشکان خانواده آمريکا(4) در سال 2007، بر اساس يک مروز نظام‌مند تنها 11 مطالعه با کيفيت بالا را درباره درمان ترومبوآمبولي وريدي در بارداري پيدا کرد و نتيجه گرفت که به منظور ارايه توصيه‌هاي قطعي شواهد ناکافي هستند.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تدابير درماني افسردگي پس از زايمان

تدابير درماني افسردگي پس از زايمان

تدابير درماني افسردگي پس از زايمان

PDF متن کامل مقاله

افسردگي در دوره پس از زايمان شايع است. اين وضعيت مي‌تواند شديد باشد و پيامدهايي جدي براي مادر و نوزادش به همراه داشته باشد. بااين همه، اصطلاح افسردگي پس از زايمان اغلب به طور يکسان به رخداد تمام اختلالات رواني پس از وضع حمل اطلاق مي‌شود. شناسايي و درمان افسردگي پس از زايمان يک امر مهم به شمار مي‌رود. به تازگي راهنمايي از سوي موسسه ملي سلامت و تعالي باليني(1) (NICE) منتشر شده که از مجموعه‌اي از مداخلات روان‌شناختي و دارودرماني حمايت مي‌کند. در اينجا، ما به بحث درباره تظاهرات باليني، اتيولوژي و درمان افسردگي پس از زايمان مي‌پردازيم...

افسردگي پس از زايمان چيست؟

افسردگي پس از زايمان ممکن است بخشي از يک اختلال دو قطبي يا به طور شايع‌تر، يک بيماري تک قطبي را تشکيل دهد. ميزان‌هاي برآورد شده در اين زمينه متغير است اما شيوع کلي افسردگي آشکار باليني پس از زايمان 13 است. با وجود اينکه نظام‌هاي طبقه‌بندي، شروع بيماري را ظرف 4 هفته* يا 6 هفته پس از زايمان در نظر مي‌گيرند، مواردي با شروع ظرف 6 ماه از زايمان يا حتي بيشتر نيز به‌‌طور‌معمول در طبابت باليني، افسردگي پس از زايمان در نظر گرفته مي‌شوند. از آنجايي که بسياري از تظاهرات تشخيصي (جدول 1) مانند خستگي، اختلال خواب و کاهش ميل جنسي اغلب در حوالي زايمان شايع هستند، علايم ديگر به‌ويژه احساس بي‌ارزشي ، نااميدي و بيدار شدن در صبح زود پيش از نوزاد بايد مورد جستجو قرار گيرند. بايد به طور ويژه درباره افکار خودکشي و آسيب‌زدن به نوزاد سوال پرسيد.


چه تشخيص‌هاي افتراقي وجود دارد؟

تشخيص‌هاي افتراقي اصلي عبارتند از غمگيني پس از زايمان (postpartum blues) و سايکوز پس از زايمان
(postpartum psychosis) حالت غمگيني حداقل 30 از زنان را درگير مي‌کند؛ اين وضعيت سبب ناپايداري عاطفي طي هفته اول پس از زايمان مي‌شود و داراي گستره‌اي وسيع از علايم شاخص خلق بالا و پايين است. مراقبت از نوزاد مختل نشده، احساس نااميدي و بي‌ارزشي چشمگير نيست و زنان احساس خودکشي ندارند. 

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تحول در طبقه‌بندي و درمان پرفشاري خون

تحول در طبقه‌بندي و درمان پرفشاري خون


PDF متن کامل مقاله

سرگذشت‌هاي اندکي در تاريخ پزشکي وجود دارند که مانند داستان پرفشاري خون و درمان آن پر باشند از خطاها و تصورات غلط. گزارش کميته مشترک ملي در مورد تشخيص، ارزيابي و درمان فشار خون بالا (1) (JNC)، نخستين بار درسال 1977 منتشر شد و پس از آن هر 5-4 سال تجديدنظر شده است تا بتواند بسياري از اين اشتباهات را برطرف سازد و تازه‌هاي پژوهشي باليني را در اين زمينه به پزشکان و ساير افراد درگير در درمان پرفشاري خون منتقل سازد.

آنچه که در سال 1977 به عنوان پرفشاري خون تعريف مي‌شد و نحوه درمان سطوح مختلف فشارخون نسبت به آنچه که در طي 
30 سال بعد از آن تدوين و توصيه گشته کاملا دچار تغيير و تحول شده است. اين امر تا حدي از آنجا ناشي مي‌گردد که با وجود داده‌هاي همه‌گيرشناختي در مورد افزايش خطر وقايع قلبي - عروقي با ازدياد فشارخون سيستولي به بيش از mmHg 115 و اين که تعريف پرفشاري خون بر مبناي حد مرزي mmHg 90/140 در افراد جوان و ميانسال انجام گرفته است، داده‌هاي اندکي در مورد فوايد درمان در افراد دچار پرفشاري خون خفيف يعني فشارخون دياستولي زير
mmHg 104 وجود دارد. پرفشاري خفيف خون در کارآزمايي‌هاي دهه 1960 و 1970 به صورت فشارخون دياستولي بين 90 و 104 ميلي‌متر جيوه تعريف مي‌شد و در اين کارآزمايي‌ها فشارخون سيستولي به عنوان هدف اصلي براي ارزيابي مدنظر قرار نگرفته بود. 

به اين ترتيب JNC I توصيه کرده بود که تمامي بزرگسالان دچار فشارخون دياستولي mmHg 120 يا بالاتر فورا به يک مرکز خدمات درماني ارجاع داده شوند و تمام افراد دچار فشارخون mmHg 95/160 يا بالاتر در عرض يک ماه مجدا از نظر فشارخون ارزيابي گردند. 

طبقه‌بندي سطوح مختلف فشارخون بر اساس JNC III (در سال 1984)، JNC VI (در سال 1997) و JNC VII (در سال 2003) در جدول1 آورده شده ا‌ست. اين طبقه‌بندي و همچنين توصيه‌هاي مربوط به پيگيري و درمان پرفشاري خون با فراهم شدن داده‌هاي روزآمد به مرور تغيير کرده‌اند. آنچه در اين ميان مشخص است، اين است که فشارخون مداوم بالاتر از mmHg 90/140 بدون توجه به سن بيمار، درمان لازم دارد.


ارزيابي تشخيصي

اگرچه آزمايش‌ها و فناوري‌هاي مرتبط با فشار خون طي 30 سال گذشته تغييرات فراوان کرده‌اند، توصيه‌هاي JNC در اين زمينه تغيير چنداني نکرده است. JNC به شدت در برابر استفاده از آزمايش‌هاي گران‌قيمت براي استفاده روتين در ارزيابي بيمار مقاومت کرده و نهايتا در JNC VII، آزمايش‌هاي روتين پيش از شروع درمان بيمار شامل نوار قلب، آزمايش‌ ادرار، قند، هماتوکريت، پتاسيم، کراتينين، کلسيم و وضعيت ليپيد (مشتمل بر اندازه‌گيري HDL، LDL و تري‌گليسريد) سرم به صورت ناشتا است. آزمايش‌هاي اختياري شامل اندازه‌گيري دفع آلبومين ادرار يا نسبت آلبومين به کراتينين ادرار است. اين توصيه‌ها با توصيه‌هاي JNC در 6 گزارش اول شباهت بسياري دارد.

هر چند که اين آزمايش‌هاي ساده تشخيصي ممکن است توسط برخي دانشمندان که نگران اتساع‌پذيري سرخرگ به ويژه در سالمندان هستند، مورد شک و ترديد قرار گيرد و اندازه‌گيري فشارخون مرکزي را به عنوان معيار دقيق‌تر فشارخون در نظر گيرند يا روش‌هاي ديگري را براي سنجش آسيب‌هاي اعضاي هدف به کار بندند، اين آزمايش‌هاي ساده همچنان براي اغلب بيماران مناسب و کافي به نظر مي‌رسند. 


رويکردهاي درماني غيردارويي

همه گزارش‌هاي JNC درمان غيردارويي و تعديل سبک زندگي را به عنوان درمان آغازين چه به تنهايي و چه در ترکيب با داروها توصيه کرد‌ه‌اند. کاهش وزن و محدوديت سديم، موثرترين مداخلات بوده‌اند و نه تنها از پرفشاري خون پيشگيري کرده‌اند بلکه توانسته‌اند ميزان فشارخون را نيز کاهش دهند. اثرات اين مداخلات به اضافه يک برنامه ورزشي منظم (اما نه لزوما شديد) و نيز تعديل مصرف الکل در گزارش‌هاي مختلف JNC آمده‌اند. فوايد رويکردهاي غذايي به جلوگيري از پرفشاري خون به ويژه در گزارش‌هاي اخير JNC مورد تاکيد قرار گرفته‌اند. اين رژيم غذايي شامل استفاده از ميو‌ه‌جات و سبزيجات کافي و نيز مصرف لبنيات کم‌چرب است. در بيماران چاق، مجموع انرژي دريافتي بايد به دقت مورد پايش قرار گيرد. 


درمان دارويي 

داده‌هاي حاصل از کارآزمايي‌هاي باليني فراگير نشان داده‌اند که کاهش فشار خون با دسته‌هاي مختلف دارويي شامل مهارکننده‌هاي آنزيم تبديل کننده آنژيوتانسين(1)(ACEIs)، مسدود‌کننده‌هاي گيرنده آنژيوتانسين(2) (ARBs)، مسدودکننده‌هاي گيرنده بتا، مسدود‌کننده‌هاي گيرنده کلسيم و ديورتيک‌هاي تيازيدي مي‌تواند عوارض ناشي از پرفشاري خون را کاهش دهد. علاوه بر اين، داده‌هاي پژوهشي نشان مي‌دهند که پيشرفت از درجات خفيف‌تر پرفشاري خون به درجات شديدتر را مي‌توان با استفاده از اين داروها مهار کرد. در کارآزمايي‌هاي باليني شاهددار با دارونما، از بين 13,289 بيمار درمان شده به صورت فعال، تنها 95 نفر دچار فشار خون دياستولي بالاتر از mmHg 110 شدند در حالي که اين ميزان در گروه دارونما 1493 مورد از بين 13,342 بيمار بود. ديورتيک‌ها تيازيدي در اغلب کارآزمايي‌هاي باليني انجام شده از دهه 1960، جزيي جدايي‌ناپذير از درمان ضد پرفشاري خون بوده‌اند. در اين کارآزمايي‌هاي باليني، ثابت شده است که ديورتيک‌ها به اندازه ساير داروها و يا بيش از آنها در پيشگيري از عوارض قلبي‌عروقي ناشي از پرفشاري خون مفيد بوده‌اند. علاوه‌ بر‌ اين، ديورتيک‌ها اثربخشي رژيم‌هاي چند دارويي را در کاهش فشار خون افزايش مي‌دهند و مي‌توانند در کنترل فشارخون موثر باشند و بيش از ساير داروهاي کاهنده فشار خون تحمل مي‌شوند. براساس اين يافته‌ها JNC VII توصيه کرد که ديورتيک‌هاي تيازيدي بايد در اغلب بيماران (اما نه در همه آنها) انتخاب اول درماني باشند؛ حال چه به تنهايي و چه در ترکيب با ساير دسته‌هاي دارويي (ACEIs، ARBs، مسدودکننده‌هاي گيرنده بتا ومسدودکننده‌هاي گيرنده کلسيم). اين توصيه با توصيه‌هاي پيشين JNC در گزارش‌هاي قبلي همخواني دارد.

داده‌هاي مربوط به کاربرد و بي‌خطري داروهاي خاص و جديدتر منجر به اين شده است که JNC VI و JNC VII توصيه‌هاي ويژه‌اي را در بيماران خاص ارايه نمايند بدين ترتيب که در بيماران دچار نارسايي قلبي ترجيحا از ACEIs، ARBs، مسدودکننده‌هاي گيرنده بتا و ديورتيک‌ها، در بيماران مبتلا به نفروپاتي ديابتي از ACEIs و ARBs و در بيماران با سکته مغزي قبلي و نيز ساير بيماران از ترکيب يک ACEI و يک ديورتيک استفاده شود. آنچه در سير گزارش‌هاي JNC از گزارش‌هاي اوليه به سمت توصيه‌هاي جديدتر روشن به نظر مي‌رسد، تاکيد فزاينده بر درمان ترکيبي است.

خدمات درماني مربوط به بيماران مبتلا به پرفشاري خون به طور ثابت از JNC I در سال 1977 پيشرفت کرده است. توصيه‌ها بيش از گذشته بر مبناي داده‌هاي مربوط به پيامد، تعهد به درمان و عوارض و بي‌خطري درمان شکل گرفته‌اند و نقش درمان غيردارويي بيش از گذشته مشخص شده است. با وجود اين، ما هنوز نتوانسته‌ايم به سطح مطلوب کنترل فشارخون در دنياي واقعي دست پيدا کنيم. توصيه‌هاي JNC موثر بوده‌اند اما آنچنان که بايد و شايد مورد تبعيت قرار نگرفته‌اند. اگر پزشکان بيش از گذشته اين توصيه‌ها را رعايت نمايند، نتايج بهبود خواهد يافت. با همه اين اوصاف از سال 1977 تا به حال اين راهکارها، معياري منطقي و از نظر علمي معتبر را براي درمان پرفشاري خون در اختيار گذاشته‌اند.

گردآوري و ترجمه: دکتر رضا غلامي‌خوجين


منبع: نشریه نوین پزشکی شماره ۴۱۷

تب روماتيسمي

تب روماتيسمي


PDF متن کامل مقاله

اگرچه بروز کلي تب روماتيسمي حاد و بيماري روماتيسمي قلب در اغلب مناطق ايالات متحده پايين است،‌ اين دو از علل اصلي مرگ قلبي ـ عروقي طي پنج دهه اول عمر در کشورهاي در حال توسعه هستند.....

 اين تفاوت اهميت تداوم هوشياري به منظور پيشگيري از اين بيماري‌ها را يادآوري مي‌کند. انجمن قلب آمريکا(1) (AHA) اخيرا توصيه‌هاي خود را درباره پيشگيري از تب روماتيسمي روزآمد کرده است.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تپش قلبي

تپش قلبي


PDF متن کامل مقاله

خانم 58 ساله‌اي با دوره‌هاي متناوب تپش قلب به بخش اورژانس مراجعه مي‌کند. اين خانم حالت تپش قلبي را توصيف مي‌کند که معمولا کمتر از 5 دقيقه طول مي‌کشد و همراه با حس «مرگ قريب‌الوقوع»، تعريق و بي‌حسي در هر دو دست است. او نمي‌تواند افتراق دهد که آيا اين ضربان منظم است يا نامنظم، و تاکنون احساس ضربه‌هاي منظم و سريع در ناحيه گردن نداشته است. اين وضعيت بيمار با سنکوپ يا حالت پيش‌سنکوپ همراهي ندارد. بيمار سابقه اختلال هراس دارد، اما در حال حاضر از ساير جهات سالم است و هيچ دارويي مصرف نمي‌کند. تعداد ضربان قلب و ريتم آن طبيعي است و همچنين ساير معاينات فيزيکي و نوار قلب 12 اشتقاقي وي طبيعي هستند...

چرا معاينه فيزيکي براي تپش قلب مهم است؟

تپش قلب، احساس ناخوشايند و معمولاً هشدار دهنده از وجود ضربان قلب است که شايع بوده، در بيماران سرپايي شيوعي در حدود 16 دارد و از آنجايي که تشخيص‌هاي افتراقي زيادي دارد، يک چالش باليني به حساب مي‌آيد (جدول 1). تپش قلب ممکن است به دليل تغيير يا حالت غيرطبيعي ريتم قلبي مثل آريتمي (ضربان قلب غيرطبيعي، بي‌نظم و مختل)، افزايش نامتناسب سرعت ريتم سينوسي طبيعي، يا به دليل افزايش حساسيت فرد از احساس ضربان قلب ايجاد مي‌شود.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تاندينيت و تاندينوز باي‌سپس

تاندينيت و تاندينوز باي‌سپس


تاندينيت باي‌سپس عبارت است از التهاب تاندون اطراف سر بلند عضله باي‌سپس. علت تاندينوز باي‌سپس، دژنراسيون تاندون در اثر ورزش‌هاي نيازمند حرکت دست‌ها در سطح بالاتر از سر (overhead) يا در اثر فرايند طبيعي سالخوردگي است. التهاب تاندون باي‌سپس در ناودان باي‌سيپيتال که تاندينيت اوليه باي‌سپس خوانده مي‌شود، در 5 بيماران مبتلا به تاندينيت باي‌سپس رخ مي‌دهد. تاندينيت و تاندينوز باي‌سپس معمولا با پارگي‌هاي روتاتور کاف يا ضايعات لابروم فوقاني از قدام تا خلف(1) (SLAP) همراهند. بيماران مبتلا به تاندينيت يا تاندينوز باي‌سپس معمولا از يک درد مبهم عميق و ضربان‌دار در قدام شانه شکايت مي‌کنند. حرکات مکرر دست‌ها در سطح بالاتر از سر علايم را آغاز يا تشديد مي‌کند. شايع‌ترين يافته‌ باليني منفرد در تاندينيت باي‌سپس، تندرنس نقطه‌اي ناودان باي‌سيپيتال در حالتي است که بازو 10 درجه به داخل چرخيده باشد. تزريق موضعي ماده بي‌حسي در داخل غلاف تاندون باي‌سپس ممکن است درماني و تشخيصي باشد. سونوگرافي براي مشاهده کلي تاندون ارجح است در حالي که تصويربرداري با تشديد مغناطيسي (MRI) يا سي‌تي آرتروگرافي براي مشاهده تاندون داخل مفصلي و پاتولوژي مرتبط بهتر هستند. درمان محافظه‌کارانه تاندينيت باي‌سپس شامل استراحت، يخ، مسکن‌هاي خوراکي،‌ فيزيوتراپي يا تزريق کورتيکواستروييد به داخل غلاف تاندون باي‌سپس است. در صورت شکست اقدامات محافظه‌کارانه پس از 3 ماه يا در صورت آسيب شديد تاندون باي‌سپس بايد جراحي را در نظر گرفت...

مقدمه

تاندينيت باي‌سپس عبارت است از اختلال تاندون اطراف سر بلند عضله باي‌سپس. التهاب تاندون باي‌سپس در داخل ناودان بين توبرکولي (باي‌سيپيتال) تاندينيت اوليه باي‌سپس خوانده مي‌شود که در 5 بيماران مبتلا به تاندينيت باي‌سپس رخ مي‌دهد. آن 95 بيماران غيرمبتلا به تاندينيت اوليه باي‌سپس معمولا به صورت توام دچار پارگي روتاتور کاف يا پارگي لابروم فوقاني از قدام تا خلف (که ضايعه SLAP خوانده مي‌شود) هستند.

پاتولوژي تاندون باي‌سپس غالبا در بيماران 35-18 ساله‌اي رخ مي‌دهد که به ورزش‌هايي چون ورزش‌هاي پرتابي و مواجهه‌اي (contact)، شنا، ژيمناستيک و هنرهاي رزمي مشغولند. اين بيماران غالبا دچار گيرافتادن ثانويه تاندون باي‌سپس هستند که ممکن است ناشي از عدم ثبات اسکاپولا، عدم ثبات ليگامان‌هاي شانه، شلي کپسول قدامي يا سفتي کپسول خلفي باشد. گير افتادن ثانويه ممکن است ناشي از پارگي‌هاي لابرومي بافت نرم يا پارگي‌هاي روتاتور کاف نيز باشد که تاندون باي‌سپس را در معرض مواجهه با قوس کوراکوآکروميال مي‌گذارند.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

تازه‌هاي استئوآرتريت

تازه‌هاي استئوآرتريت


PDF متن کامل مقاله

استئوآرتريت شايع‌ترين بيماري مفصلي مزمن است. بروز استئوآرتريت به دليل پا به سن گذاشتن جمعيت و همه‌گيري چاقي در حال افزايش است. درد و از بين رفتن کارکرد طبيعي، ويژگي‌هاي باليني اصلي هستند که نيازمند درمان خواهند بود؛ چه درمان‌هاي غيردارويي و چه درمان‌هاي دارويي و يا حتي روش‌هاي جراحي. پزشکان معمولا متوجه مي‌شوند که تشخيص استئوآرتريت در اواخر فرايند بيماري داده مي‌شود، احتمالا ديرتر از آن که سودي از درمان با داروهاي اصلاح کننده فرايند بيماري حاصل شود...

 عليرغم تلاش‌ها طي دهه‌هاي اخير براي ايجاد شاخص‌هايي براي اين بيماري، همچنان روش‌هاي تصويربرداري و شاخص‌هاي بيوشيميايي نياز به ارتقاء دارند و احتمالا بايد با روش‌هاي اختصاصي‌تر و حساس‌تري همراه شوند تا به طور قابل اعتمادي فرايند بيماري را نشان دهند، بيماري را در اوايل سير آن تشخيص دهند، بيماران را براساس پيش‌آگهي‌شان طبقه‌بندي کنند و از نظر سير بيماري و اثربخشي درمان پيگيري نمايند. ساليان آينده، تعريف بهتر استئوآرتريت با توجه به تشخيص فنوتيپ‌هاي مختلف بيماري ممکن خواهد شد و درمان هدفمند و اختصاصي‌تر اين فنوتيپ‌ها منجر به بهبود پيامد‌ها مي‌شود.

اپيدميولوژي

شيوع استئوآرتريت بستگي به تعريف استفاده شده و کانون توجه ما دارد. زانو، لگن و دست‌ها پيش از همه گرفتار مي‌شوند (شکل 1). استئوآرتريت با افزايش سن، شيوع بيشتري پيدا مي‌کند و در بالاي سن 50 سال، زنان بيشتر گرفتار مي‌شوند تا مردان. براي مثال مطالعه روتردام بر روي گروهي از جمعيت بالغ بر 3606 فرد 55 ساله و بيشتر گزارش کرد که 67 از زنان و 55 از مردان در راديوگرافي دست‌ها دچار استئوآرتريت هستند. در افراد بالاي 80 سال، 53 از زنان و 33 از مردان، يافته‌هاي راديوگرافيک استئوآرتريت را در زانوها داشتند. ميزان بروز استاندارد شده با سن و جنس براي استئوآرتريت دست‌ها، 100 مورد در هر 100,000 فرد سال، براي لگن، 88 مورد در هر 100,000 نفر سال و براي زانوها، 240 مورد در هر 100,000 فرد سال است.

استئوآرتريت به طور معمول به طور پيشرونده‌اي طي سال‌هاي متمادي ايجاد مي‌شود، هر چند که علايم بيماري ممکن است در همين دوران به مدتي طولاني ثابت بمانند. تشخيص بيماري براساس ويژگي‌هاي باليني و راديولوژيک است (جدول1). نزديک به نيمي از بيماران داراي ويژگي‌هاي راديولوژيک استئوآرتريت، هيچ علامتي ندارند و عکس اين موضوع نيز صادق است. عوامل خطر بروز و پيشرفت استئوآرتريت مشخص شده‌اند و براساس مفاصل درگير متفاوت هستند (جدول 2).


مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

پيشگيري و غربالگري سرطان پستان

پيشگيري و غربالگري سرطان پستان


PDF متن کامل مقاله

سرطان پستان شايع‌ترين نوع سرطان در زنان به شمار مي‌رود. مرگ ومير ناشي از سرطان پستان از سال 1990 حدود 2/2 در سال کاهش يافته است....

تخمين زده مي‌شود که کمي بيش از نيمي از اين کاهش ناشي از پيشرفت‌هاي حاصل در درمان سرطان پستان و کمي کمتر از نيمي از آن (46) ناشي از تشخيص زودهنگام با ماموگرافي بوده باشد. در اين مقاله شواهد کنوني براي پيشگيري اوليه و ثانويه (غربالگري) از سرطان پستان ارايه مي‌گردد.

پيشگيري اوليه از سرطان پستان

سبک زندگي

الکل

مصرف الکل همواره با افزايش اندک خطر سرطان پستان همراه بوده است. به نظر نمي‌رسد که تفاوتي در اين افزايش خطر بين شراب قرمز يا سفيد، آب‌جو يا الکل وجود داشته باشد.


چربي در رژيم غذايي

مقالات در کل حاکي از آن هستند که يک رژيم غذايي کم چربي مي‌تواند خطر سرطان پستان را کاهش دهد، ولي دستيابي و حفظ تغييرات غذايي لازم براي کاستن از مصرف چربي به ميزاني که تاثيري معني‌دار بر بروز سرطان پستان داشته باشد، دشوار است.


چاقي و تغيير وزن

شاخص توده بدن(1)(BMI) بالاتر و افزايش وزن پس از 18 سالگي يا يائسگي همواره با افزايش خطر سرطان پستان در يائسگي همراه بوده است. اين يافته‌ها به خصوص در زناني بارزند که هيچ‌گاه پس از يائسه شدن از هورمون درماني استفاده نکرده‌اند. در زنان دچار اضافه وزن يا چاقي که از هورمون درماني استفاده نمي‌کنند، ميزان سرطان پيشرفته پستان نيز بيشتر است که اين ميزان بالاتر با الگوهاي استفاده از ماموگرافي يا دقت آن قابل توجيه نيستند.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید


ادامه نوشته

پيشگيري ثانويه از بيماري عروق کرونر

پيشگيري ثانويه از بيماري عروق کرونر

بيماري عروق کرونري(1)(CAD)، اولين علت مرگ‌ومير در ايالات متحده است....

 در بيماراني که سابقه انفارکتوس ميوکارد (MI) يا برقراري مجدد خونرساني (revascularization) را دارند،‌ پيشگيري ثانويه از CAD با تعديل جامع عوامل خطرزا باعث کاهش مرگ‌ومير، کاهش حوادث قلبي بعدي و افزايش کيفيت زندگي مي‌شود. گزينه‌هاي پيشگيري ثانويه شامل درمان طبي و برقراري مجدد خونرساني با روش‌هاي جراحي مانند پيوند باي‌پس عروق کرونري(3)(CABG) يا مداخلات کرونري از طريق پوست(2)(PCI) هستند. درمان دارويي بر تعديل جامع عوامل خطرزا متمرکز است. تغييرات درماني در سبک زندگي (شامل کنترل وزن، فعاليت فيزيکي، ترک دخانيات و تغييرات غذايي) باعث بهبود عوامل خطرزاي قلبي مي‌شوند و از سوي تمام راهکارهاي مبتني بر شواهد توصيه شده‌اند. درمان پرفشاري خون و ديس‌ليپيدمي باعث کاهش موربيديته و مرگ‌ومير مي‌شود. توصيه‌هاي ارايه‌شده براي مبتلايان به ديابت شيرين عموما مشتمل بر کنترل گلوکز هستند؛‌ با اين حال شواهد فعلي، کاهش مرگ‌ومير را به دنبال کنترل شديد گلوکز نشان نداده‌اند. آسپيرين، مهارکننده‌هاي آنزيم مبدل آنژيوتانسين (ACE) و بتا بلوکرها حوادث قلبي راجعه پس از انفارکتوس ميوکارد را در بيماران کاهش مي‌دهند. برقراري مجدد خونرساني به روش جراحي با کمک CABG‌ براي بيماران مبتلا به تنگي قابل توجه شريان کرونري اصلي چپ، تنگي قابل توجه در پروگزيمال شريان نزولي قدامي چپ(4) (LAD)، بيماري چندين رگ کرونري يا آنژين ناتوان‌کننده توصيه مي‌شود. روش PCI ممکن است در بيماران انتخابي که داراي شواهد عيني ايسکمي در آزمون‌هاي غيرتهاجمي هستند، مدنظر قرار گيرد.مقدمه

بيماري عروق کرونر (CAD) اولين علت مرگ در ايالات متحده است؛ به طوري که بيش از يک ميليون حادثه قلبي ـ عروقي جديد و راجعه در هر سال در اين کشور رخ مي‌دهند و انتظار مي‌رود شيوع و تاثيرات اين بيماري افزايش پيدا کند. پيشرفت‌هاي حاصل‌شده در درمان اين بيماري باعث افزايش بقاي بيماران پس از اولين حادثه قلبي ـ عروقي شده‌اند، با اين حال افراد مبتلا به CAD استقراريافته خطر بيشتري براي حوادث قلبي ـ عروقي بعدي دارند.

مطالعات باليني جديد نشان داده‌اند بيماران مبتلا به CAD مي‌توانند به کمک پيشگيري ثانويه اثربخش که باعث کاهش مرگ‌ومير و افزايش کيفيت زندگي مي‌شود، احتمال حوادث قلبي ـ عروقي بعدي را کاهش دهند. پزشکان خانواده نقش مهمي در آغاز و ادامه روند تعديل عوامل خطرزا با استفاده از استانداردهاي مبتني بر شواهد، ايفا مي‌کنند. در اين مقاله به مرور عوامل خطرزاي CAD راجعه، مداخلات مبتني بر شواهد فعلي و راهبردهاي جامع کنترل عوامل خطرزا پرداخته شده است.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

پيگيري‌ماموگرام غير طبيعي

پيگيري‌ماموگرام غير طبيعي


در رهنمودهاي انجمن سرطان آمريکا انجام سالانه‌ي ماموگرافي براي تشخيص زودرس سرطان در تمام خانم‌ها از سن 40 سالگي توصيه شده است. هنگامي که کار گروه خدمات پيشگيري آمريکا (USPSTF) به سال 2009، رهنمودهاي غربالگري ماموگرافي خود را بازبيني ‌کرد که شامل توصيه‌ عليه غربالگري معمول خانم‌هاي 40 تا 49 ساله (با اخذ تصميم به غربالگري خانم‌هاي جوانتر از 50 سال بر اساس عوامل خطرساز فردي) و توصيه‌ به نفع غربالگري دو سال يک بار خانم‌هاي 50 تا 74 ساله‌ بود، مشاجرات جدي به وجود آمد.

حساسيت ماموگرافي ميان 83 تا 95% و گستره‌ي اختصاصي بودن آن از 93 تا 99% متغير است. افزون براين، در خانم‌هاي جوان‌تر از 50 سال ميزان حساسيت و اختصاصي بودن کمتر از اين مقدار است. به اين ترتيب 5 تا10% تمامي موارد ماموگرافي‌هاي غربالگري را غيرطبيعي گزارش کرده‌اند و مهم‌تر آنکه حدود 90% خانم‌هايي که داراي ماموگرام غيرطبيعي بوده‌اند دچار سرطان پستان نبوده‌اند. پيگيري مناسب و به موقع ماموگرام‌هاي غيرطبيعي براي تسکين اضطراب بيمار بسيار با اهميت است و در صورت وجود بدخيمي‌ به انجام مداخله‌ي مناسب مي‌انجامد. راهکارهاي مناسب براي تدبير بيماراني که داراي ماموگرام‌ غيرطبيعي هستند بايد به کلينيسين امکان دهد تا به سرعت آن دسته از بيماراني را شناسايي کند که دچار سرطان پستان هستند و نيز با همان سرعت و دقت بتواند آن دسته از بيماران را شناسايي کند که دچار سرطان نيستند.

سنجش ابتدايي

پيش از ماموگرافي در تمام خانم‌ها بايد معاينه‌ي باليني پستان انجام شود و بنابراين کلينيسين بايد نسبت به هر نوع ناهنجاري‌ هاي قابل لمس يا مدرک باليني سرطان پستان از جمله بيماري پاژه (که به نظر مي‌رسد تغيير اريتماتو در پوست مجموعه‌ي نوک پستان و هاله‌ي آن باشد و ممکن است با هر ناهنجاري‌ راديولوژيک همراه باشد) يقين نمايد. معاينه‌ي ابتدايي باليني سبب افزايش اساسي حساسيت ماموگرافي مي‌شود.

 

مطلب طولانی است لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته