تاریخ تحلیلی صدر اسلام

تاريخ در لغت به معناي شناساندن وقت است و علم تاريخ علمي است كه حاوي ذكر وقايع و حوادث است.

در اصطلاح: علم به وقايع و حوادث و اوضاع و احوال زندگي انسانها و ملتها در گذشته و تدوين آنها

قرآن يكي از منابع اصلي تاريخ است. ولي قرآن تاريخ محض نيست، بلكه كتاب جامع الاطرافي در زمينه هاي مختلف اعتقادي، تربيتي، تاريخي، علمي، نظامي، سياسي است.


دانلود پاوپوینت

چگونه رزق خود را افزایش دهیم؟

چگونه رزق خود را افزایش دهیم؟

«وَ اِنَّ الحسن الخلق فی الجنه لامحاله»؛ «بدون شک خوش اخلاق در بهشت است.»

گویی هر صفت و عنوان برتری در احادیث و بیان ائمه اطهار (ع) و بزرگان دین برای حسن خلق ذکر شده:

بهترین، مقرب ترین، کامل ترین، دوست داشتنی ترین ، شریف ترین ، افضل ترین و... و حتی صفتی که از آن به عنوان نصف دین و صفت خداوند بزرگ هم یاد شده برای خلق نیکوست

لبخند

«حسن الخلق ، خلق الله الاعظم » و « حسن الخلق نصف دین »؛ حسن خلق، خلق خداوند بزرگ تر است.» و «نصف دین خلق نیکوست »

 

«حسن خلق» یعنی چه؟

«خُلق» یا «خُلُق» به معنای خوی و سرشت است که عبارت است از «چگونگی نفس و باطن انسان و نقطه مقابل آن» «خَلق» است که به معنای چگونگی جسم و ظاهر است. همان طور که جسم متصف به نیکی و زشتی می شود نفس نیز چنین است ولی ویژگی های نفس تحت اختیار و اراده انسان است. چرا که اسباب و دلایل خصوصیات نفس برخلاف ویژگی های ظاهری جسمانی، اختیاری است. زیرا مشکل نفس و روحِ انسان تابع صفات درونی و دنیایی اوست و مطابق حالات و ملکات و صفات همان شکل می گیرد. توضیح مطلب اینکه روح انسان با اعمال و کردار خوبش می تواند به صورت و ظاهری بسیار زیبا و دلنشین شکل بگیرد و یا مطابق اعمال و کردار ناپسند صاحبش صورتی زشت و کریه المنظر داشته باشد مثلاً در روایت است که صورت باطنی فرد بدخلق مانند سگ است.

اما کلمه «حسن خُلق» که بسیار در احادیث مختلف ذکر شده را می توان به دو صورت معنا کرد:

1- خوشرفتاری با مردم و نزدیکان. اینکه با رویی گشاده و مهربان همراه با کلام خوش و رعایت حقوق آنان باشد، با دیگران برخورد کنیم.

2- به این معنا که فرد جمیع صفات روحی که در نیکویی صورت برزخی یا اخروی انسان مؤثر است، تحصیل کند که البته بدست آوردن اکمل و اتمّ این صفات بسیار دشوار است و تحصیل آن به طور کامل برای اولیائ الهی مقدور و ممکن است.

حد حسن خلق

برای شناخت انسان خوش اخلاق و تمیزآن از دیگران و یا محکی برای خودمان که بدانیم جزو این گروه به حساب می آییم یا خیر به پای میز قضاوت ائمه اطهار (علیهم السلام) می رویم و از چند بیانی نورانی استفاده می کنیم:

شخصی از امام صادق(علیه السلام) پرسید: «حد حسن خلق» چیست؟

حضرت در پاسخ فرمودند: «با هر که روبه رو می شوی فروتن باشی و با نرمی و ملایمت رو به رو شوی.»

اگر بخواهیم به زبان خودمان معنا کنیم یعنی این که مردم جرأت کنند حرفی را با ما مطرح کنند و بدانند که با نرمی و ملایمت هم روبه رو می شوند نه با ترش رویی و درشتی. در حدیثی دیگر حد حسن خلق را این گونه تعریف می کنند:

«اِنَّ حَد حُسنِ خُلق اَن تَلینَ جائیکَ و تَطیبَ کَلامکَ و تُلقی اَخاک بِبُشر حُسن»؛ همانا حد خوش خلقی این است که خویت نرم و کلامت نیکو و برادرت را با روی خوش ملاقات کنی.»

کسی که حسن خلق دارد، دیگران هم او را دوست داشته و از مصاحبت با او لذت می برند و لذا وسیله راحتی یکدیگر را فراهم می کنند و مایه آرامش هم هستند و حتی بنا بر حدیث دیگر خداوند روزی مادی انسان خوش اخلاق را هم افزایش می دهد

خویت نرم نه آن چنان که اگر کلامی مخالف خود شنیدی سریع برآشفته و درشتی کنی، بلکه به آرامی و کلامی نیکو و روی گشاده و پرمهر و محبت با برادر ایمانی ات برخورد کن. در حدیثی زیبا نیز خوش اخلاقی را سبک بالی، مهربانی و نرمی و بخشودگی مؤمن بیان می فرماید:

«اِنَّ المؤمن هین لین سمع، له حسن الخلق»؛ «همانا مؤمن سبک بال، نرم خو، بخشنده دارای خلق نیکوست.»

 

خیر دنیا و آخرت

«اِنّ حسن الخلق ذهب بخیر الدنیا و الاخره»؛ با حسن خلق، خیر دنیا و آخرت را بدست آور. اگر می خواهی در این دنیا بهترین را داشته باشی و راحت زندگی کنی، خوش اخلاقی کن. «خیر» در عربی جزء صفات تفضیلی بوده و معنای «بهترین» را می دهد: با اخلاق نیکو هم دنیای خودت و آرامش دیگران و هم آخرتت تأمین است بالاتر از این دیگر چه می خواهیم؟ محبوب ترین و نزدیک ترین مکان را در قیامت به پیامبر(صلی الله علیه و آله) هم داشته باش:

«احبکم الیَّ و اقربکم منی یوم القیامه مجلساً، اَحسَنکم خلق»؛ «محبوب ترین شما نزد من و نزدیک ترین جایگاه را به من در قیامت، خوش اخلاق ترین شما دارد.»
لبخند

خوش اخلاق که موجب آسایش و آرامش خودت در این دنیاست چرا که مسلماً کسی که حسن خلق دارد، دیگران هم او را دوست داشته و از مصاحبت با او لذت می برند و لذا وسیله راحتی یکدیگر را فراهم می کنند و مایه آرامش هم هستند و حتی بنا بر حدیث دیگر خداوند روزی مادی انسان خوش اخلاق را هم افزایش می دهد، و در قیامت نیز (بنا بر حدیثی که ذکر شد) بالاترین جایگاه و محبوب ترین انسان ها نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است چرا که به فرموده خود حضرت با فضیلت ترین عمل در وزنه اعمال فرد، خوش اخلاقی می باشد:

«ما یوضع فی میزان امری مؤمن یوم القیامه افضل من حسن الخلق»؛ «در قیامت در ترازوی اعمال فرد مؤمن هیچ چیز با فضیلت تر از حسن خلق گذاشته نمی شود.»

یادآوری: سفارشات و روایات خوش خلقی، مجوزی نمی شود که فقط خوش خلق باشیم و نماز و روزه و دیگر واجبات را کنار بگذاریم تا بدین بهانه به بهشت برویم!

اگر کسی دارای حسن خلق باشد هر چند به درجه نمازگزار و روزه دار واقعی نرسیده باشد خداوند او را به آن درجات نائل می کند: «همانا عبد در بعضی عبادات دارای کوتاهی است اما چون دارای حسن خلق است خداوند او را به درجه روزه دار قائم می رساند.»

در عالم میزان که هیچ چیز و حتی مثقال ذره ای هم نادیده گرفته نمی شود با فضیلت تر و حتی بنا بر حدیث دیگری اول چیز هم که در میزان گذاشته می شود حسن خلق است. حال تصور کن اگر کسی اخلاق خوبی نداشته باشد که از آن به عنوان بافضیلت ترین و بهترین چیز یاد شده، هر چند هم که نماز و روزه و دعا داشته باشد ارزشی ندارد و دچار حسرت عظیم و خسران و ندامت بزرگ قیامت است: «اگر کسی اخلاق خوبی نداشته باشد که با مردم مدارا کند برایش عملی وجود ندارد.»

«اِنَّ مَن لم یکن له خلق یداری به الناس، لم یقم له عمل»؛ و بالعکس اگر کسی دارای حسن خلق باشد هر چند به درجه نمازگزار و روزه دار واقعی نرسیده باشد خداوند او را به آن درجات نائل می کند: «همانا عبد در بعضی عبادات دارای کوتاهی است اما چون دارای حسن خلق است خداوند او را به درجه روزه دار قائم می رساند.»

و اینجاست که انسان مصاحبت با فرد خوش اخلاق را به فردی که در ظاهر چه بسا با ایمان باشد، ترجیح می دهد. چرا که به فرموده پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می خواهد از شرورترین افراد در امان باشد.

«سُوءُ الخلقِ شومٌ و شِرارکم اَسوَءُکُم خُلقاً»؛ «بدخوئی شوم است و شرورترین شما بدخوترین شماست.»

پناه می بریم به خداوند متعال از سوء خلق و اثرات مهلک آن در روح و جانمان و اینکه از شرورترین آدمیان باشیم.

سخنان حکیمانه

پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند. (حکیم ارد بزرگ)


غذایی را بخور که می پسندی، لباسی را پبوش که مردم می پسندند.( ادیبان)

اول اندیشه، وانگهی گفتار.( لائوسته)

اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است.( شوپنهاور)

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.( گارسیا مارکز)

در زندگی نادان سرانجام یک گره، صدها گره باز نشدنی است. (حکیم ارد بزرگ)

آنان که از خود عشق ساطع می کنند با عشق زندگی می کنند و با عشق نیز نفس می کشند، دیگران را به سمت خود می کشانند. (باربارا دی آنجلیس)

در درون جسارت، نبوغ و قدرت سحر آمیزی نهفته است. ( گوته)

شانس هرگز کافی نیست.( اندرو متیوس)

قابلیت انعطاف داشته باشید. تنها همین یک خصوصیت که بتوانید شیوه کار خود را تغییر دهید موفقیت شما را تضمین می کند.   (آنتونی رابینز)

آدمی با کینه، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند.  ( حکیم ارد بزرگ)

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند. (مارکز)

عشق یگانه منبع نیرو و قدرت شماست. ( باربارا دی آنجلیس)

قانون احتمالات یادت نره ، بلاخره یک نفر خواهد گفت بله.( آنتونی رابینز)

اگر فکر می کنید که موفق می شوید یا شکست می خورید، در هر دو صورت درست فکر کرده اید.  ( آنتونی رابینز)

وقتی انسان آرامش را در خود نیابد، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است. ( لارو شفوکو)

رود مهر در این سرزمین جاریست. آزادی و آزادگی خواست همیشگی ایرانیان بوده است. (حکیم ارد بزرگ)

عقل و خرد در آیینه قرآن و روایات عقلانیت

عقل و خرد در آیینه قرآن و روایات عقلانیت

عقل و خرد دارای جایگاه بسیار رفیع و بلندی است. آنقدر عقل و عقلانیت مقدس و محترم شمرده می شود که همه انسانها خواستار آن اند که عاقل به حساب بیایند.

همه ابناء بشر دوست دارند به نوعی نسبتی با عقل و عقلانیت پیدا کنند. کسی را نمی توان یافت که به جهل خود افتخار کند و آن را مایه مباهات خود بداند. در همه اطراف و اکناف عالم پهناور، در همه قومیّتها و ملیّتها و در همه ی فرهنگها و تمدنها، از دیرباز تاکنون عقلانیت از مقام و مرتبه ای درخور ستایش برخوردار بوده است. همواره سعی شده که بر تعداد عقلای هر ملتی افزوده شود و همیشه بخش عظیمی از بودجه دولتها و حکومتها به بحث عاقل پروری و عالم پروری اختصاص می یابد.

عقل در معنای مصدری آن به معنی بازداشتن و بند زدن است. یعنی نوعی بازدارندگی از وقوع در خطا و خطر.
قرآن کریم فهم و شناخت رموز آفرینش را تنها در حیطه توان عاقلان و خردمندان دانسته است و پی بردن به کنه مفاهیم قرآن را مختص اندیشه وران بیان نموده است

عاقل هم به معنای کسی است که بتواند خیر و شر را تشخیص دهد و بر امیالی که سبب ویرانی اش می شود بند بزند. در دوره های مختلف تاریخ، بحثها و موضعگیری های متنوعی در باب عقل روی داده است. می توان غنی ترین و کاملترین منبعی که درباره عقل و خرد به اظهارنظر پرداخته است را دین الهی و وحی بدانیم. قرآن کریم به کرّات از مفهوم عقل نام می برد. (البته به صورت فعل)

در سیره کلامی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و در مجموعه بیانات ائمه اطهار علیهم السلام هم می توانیم شاهد زیباترین ابراز نظرها در زمینه عقل و خرد باشیم. شاید به جرأت بتوان گفت در هیچ آیین و مذهبی خرد و اندیشه آدمی مورد اجلال و تعظیم قرار نگرفته است.

نه تنها عقل که عقل ورزی و نه تنها عقل ورزی که عقلا در خور مدح و ستایش قرآن کریم قرار گرفته اند.

قرآن کریم فهم و شناخت رموز آفرینش را تنها در حیطه ی توان عاقلان و خردمندان دانسته است و پی بردن به کنه مفاهیم قرآن را مختص اندیشه وران بیان نموده است.
اندیشه

در قرآن کریم به همان میزان که نسبت به عقل و عقلانیت تأکید و توجه شده است از جهل و نادانی هم نکوهش شده است. چه بسیار در قرآن کریم واژه هایی همچون: لایَعقِلون، لایَفقَهون، ... را می بینیم و می خوانیم. قرآن کریم جاهلان را همچون چهارپایان بلکه پست تر از آنها می داند:

لَهُم قُلوبٌ لایَفقَهون بِها و لَهُم اَعینٌ لایُبصِرون بِها و لَهم آذانٌ لایَسمَعون بِها اولئِک کَالاَنعام بَل هُم اَضلّ اولئِک هُمُ الغافِلون اعراف 179


تعریف وجدانی عقل:

حال پس از این مقدمه نسبتاً مفصل حدیثی را در معرفی عقل با توجه به تذکر بالا بیان می کنیم:

عَن علی بن ابی طالب علیه السلام اَنَّ النبیّ سُئِلَ مِمّا خَلَقَ اللّه عَزَّ و َ جَلَّ العقل ، قالَ خَلَقَهُ مِن مَلَکٍ لَهُ رووسٌ بِعَدَدِ الخلایق مَن خُلِقَ و مَن لَم یُخلَق اِلی یوم القیامه و لِکلِّ رَاسٍ وَجهٌ و لِکُلِّ آدَمیٌّ رَاسٌ وَ اِسمُ ذلک الانسانِ علی وَجه ذلک الرّاس مکتوبٌ و علی کلّ وَجهٍ سِترٌ مُلقی لا یُکشفُ ذلک السّترُ مِن ذلک الوَجهُ حتی یولَدُ هذا المولود و یَبلُغَ حَدّ الرّجال اَو حَدَّ النساء فَاذا بَلَغَ کُشِفَ ذلک السَّتر فَیَقَعُ فی قلب هذا الانسان نورٌ ، فَیَفهَمُ الفَریضه و السُّنَّه و الجَیِّدَ و الرِّدی اَلا وَ مَثَلُ العَقلِ فی قلبِ کَمَثَلِ السراج فی وَسَطِ البیت

اولین نکته ای که در روایت استفاده می نماییم این است که عقل نور است. وجه تشبیه عقل به نور برای ما وجدانی است یعنی خودمان نور بودن عقل را وجدان می کنیم به این معنا که الظاهرُ بِذاتهِ والمُظهِرُ لِغَیرِه.

این تعریفی است که از نور ارائه می دهیم  و این حالت را در مورد عقل هم می بینیم. که عقل را به چیزی نمی شناسیم. خودش به خودی خود روشن است و همه چیز هم به آن روشن است. مانند چراغی که در خانه روشن شده و همه اشیاء داخل خانه را می بینیم. خود چراغ به چیزی روشن نشده بلکه به خودی خود روشن است . اما اشیاء همه به نور چراغ روشن اند. عقل هم همین گونه است . معقولات در نور عقل برای ما روشن می شوند. پس ما معقولات را به نور عقل می شناسیم. به این ترتیب معقولات آیه و نشانه و راهنمایی به سوی عقل هستند. و این که ما معقولات را برای وجود عقل نشانه بگیریم ، خودش حکم عقل است.
عقل در معنای مصدری آن به معنی بازداشتن و بند زدن است. یعنی نوعی بازدارندگی از وقوع در خطا و خطر

از این حدیث همچنین می فهمیم که محل قرار گرفتن این نور قلب است. نور عقل قلب را روشن می کند. و قلب می فهمد. پس قلب مرکز فهم است. و نکته سوم اینکه: این نور یعنی عقل، چهار چیز را برای ما روشن می کند. فریضه، سنت،جید و ردی را. ( واجب، مستحب، خوب و بد ) اینها همه عقلی هستند.


رابطه عقل و فکر

در قرآن کریم مساله تفکر همانند عقل مورد توجه بسیار زیادی قرار گرفته، گویی شاخصه انسانیت و وجه تمایز انسان از حیوان و نبات همان تفکر است. در گوشه های فراوانی می خوانیم این مطلب و یا نکته لِقومٍ یَتَفَکَّرون می باشد. روایات ما هم ارزش فراوانی را به تفکر می دهند تا آنجا که در حدیثی می خوانیم:تَفَکُّرُ ساعَهٍ اَفضَلَ مِن عِباده سَنَهٍ

حال ببینیم چه ارتباطی را می توانیم بین تفکر و تعقل قایل باشیم.
فکر

گفتیم منظور ما از معقول، وجدان حقیقت آن شیء است. این معقول و وجدان کردن با تفکر در مورد آن فرق می کند. این گونه نیست که اگر ما چیزی را به وسیله عقل بیابیم در حال فکر کردن در مورد آن باشیم. مثلاً گاهی ما در مورد شیرینی فکر می کنیم و صورت ذهنی برای خودمان از آن ایجاد می کنیم. اما یک وقت آن را وجدان می کنیم. این دو با هم اساساً فرق می کنند. برای توضیح بیشتر باید بدانیم بعضی تفکرات اصلاً عاقلانه نیستند. مثلاً فکر کردن در مورد گناه اصلاً عاقلانه نیست. چون عاقل گناه را قبیح می داند. می توانیم این گونه بگوییم که تفکرات ما به دو دسته اختیاری و غیر اختیاری تقسیم می شوند.

اگر در مورد چیزی فکر کنیم یا حرف دیگری را بشنویم در آن لحظه بدون اختیار خودمان در ذهنمان از آن چیز صورت ذهنی درست خواهیم کرد. مثلاً وقتی کسی از سیب یا میز و درخت صحبت می کند، بلافاصله و بدون اختیار این تصویر اجسام در ذهن ما ایجاد می شوند. اینها همه افکار غیر اختیاری هستند. اگر ما خودمان این تفکر غیر اختیاری را ادامه بدهیم یا ابتداءً در ذهن خودمان صورت فکری ایجاد کنیم و پیرامون آن به تفکر بنشینیم ،این نوع تفکر اختیاری است. این افکار غیر اختیاری می تواند به دست شیطان در ما القاء شود ، ولی ادامه آن در اختیار خود ماست. پس می توان گفت: تفکر فی نفسه قابل ارزش گذاری نیست. نه می توان گفت: تفکر خوب است و نه می توان گفت تفکر قبیح است. بلکه تفکر ممدوح و پسندیده، تفکری است که پشتوانه عقلی داشته باشد. ممکن است تفکر در پرتو نور عقل، انسان را به کشف عقلانی جدید هم برساند. مثلاً تفکر در حول حکم عقلی قبح ظلم انسان را به شناختن بعضی مصادیق آن موفق سازد.

باید دانست اگر تفکری در پرتو نور عقل صورت گیرد، اشتباه نمی کند و تفکر صحیح همین است که می تواند در زنده شدن قلب موثر باشد، که گفته اند: التَفَکُّرُ حَیاتُ قَلبِ البَصیر

فکر کردن موجب زنده شدن قلب انسان بصیر است

9 ماه در 3 آيه

9 ماه در 3 آيه

 نويسنده: محمد اسماعيل پور


روند شکل گيري جنين از زبان قرآن و تطبيق آن با مجازات سقط جنين
 

سال ها قبل از آن که «آنتوني فن ليوونهوک» دانشمند معروف هلندي و همکارش در سال 1677 ميلادي براي اولين بار اسپرم را زير ميکروسکوپ ببينند و به يافته هايي درباره چگونگي توليدمثل آدم ها برسند، خداوند در قرآن کريم در سه آيه از سوره مؤمنون همه مراحل تبديل نطفه به انسان کامل را به بهترين زبان ممکن شرح داده بود؛ اتفاقي که الان ديگر دانش پزشکي هم به آن دست يافته تا اعجاز علمي قرآن بيش از پيش ثابت شود. آيه هاي 12 تا 14 سوره مؤمنون را شايد بتوان يک کلاس آموزشي فشرده براي شناخت مراحل رشد جنين دانست. با استفاده از اين آيات و تلفيق آن با يافته هاي دانشمندان و متخصصان مي شود يک نماي کلي از رشد انسان را به صورت گذرا مرور کرد. در اين دو صفحه به بهانه پرونده سقط جنين رفته ايم سراغ زيست شناسي قرآني. تمامي مراحل رشد جنين از زماني که اسپرم است تا زماني که تبديل به يک جنين کامل مي شود. در اين دو صفحه مستندسازي قرآني شده؛ ضمن اينکه با تطبيق قانون مجازات اسلامي با مراحل رشد جنين، مجازات سقط جنين در هر مرحله هم شرح داده شده است.

مرحله اول: 
 


بقه را در ادامه ی مطلب ببینید

ادامه نوشته

خواص نعمت‌های الهی (سبزیجات)

خواص نعمت‌های الهی (سبزیجات)

 نویسنده: حسن مانیان

چکیده

مقاله پیش رو، معرفی و توصیفی از خواص انواع سبزیجات می‌باشد؛ که ضمن تعریف ارزش غذایی و انواع ویتامین آن‌ها، به طبع آن‌ها، تداخل آن‌ها با مواد و داروهای دیگر، توصیه‌های پزشکی و در نهایت به بررسی و تجویز برخی از آن‌ها از دیدگاه معصومینعلیهم‌السلام پرداخته است. فهرست سبزیجات مورد بررسی عبارتند از: اسفناج، پونه، ترخون، تره، جعفری، خردل، خُرفه، ریحان، ریواس، شاهی، شنبلیله، شوید، کاهو، کاسنی، کرفس، کلم، کنگر، گشنیز، مرزه، نعناع.
کلید واژه: نعمت، سبزی، سبزیجات، ویتامین، تخم، سرد، گرم.

مقدمه
 

سبزی‌ها، گیاهان و بسیاری از روئیدنی‌ها علاوه بر خواص پاک کنندگی و سالم سازی بدن، خاصیت توان‌بخشی نیز دارند و جهت حفظ سلامتی و افزایش توان جسمی کودکان در برنامه غذایی به مقدار 150- 200 گرم گنجانید. در ارتباط با خاصیت توان‌بخشی و برگ گیاهان باید اضافه کرد که همه حیات موجودات بستگی به فعالیت‌های شیمیایی و الکتریکی بدن دارد. هرگونه حرکت و فعالیت و حتی فکر کردن، تغییرات شیمیایی و الکتریکی ایجاد می‌کند. به عنوان مثال اگر جسم انسان دچار فقدان مواد غذایی شود، در مقابل تحرکات منفی مثل ترس و نگرانی، آسیب‌پذیر می‌گردد و مشکلاتی از قبیل زخم معده و سوء تغذیه را پدید می‌آورد.

جعفری
 

برای بقیه به ادامه ی مطلب مراجعه فرمائید

ادامه نوشته

هویت جنسی را جدی بگیرید

هویت جنسی را جدی بگیرید

 وَ لَیْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى‏ وَ إِنِّی سَمَّیْتُها مَرْیَمَ وَ إِنِّی أُعیذُها بِكَ وَ ذُرِّیَّتَها مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ

و پسر، همانند دختر نیست. من او را مریم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه‏هاى) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏دهم.» (آل‏عمران، 36 ).
در این زمان پرسشی جدی مطرح شده است: که آیا اختلاف جنسیتی وجود دارد یا خیر؟ آیا این اختلاف جنسیتی نتیجه ومعلول آموزش ها وتربیت فرهنگی هر جامعه نیست ؟ به عبارت دیگر آن که آیا هویت جنسی ذاتی انسان است یا آن که اکتسابی است ؟ پاسخ پرسش های فوق به طور مختصر منفی است.
ولی گروه های فمنیسم ، معتقدندکه نقش جنسیتی اکتسابی است و هرگونه تربیت در راستای هویت جنسی را نادرست می دانند وبه پیروانشان تأکید دارند که پسر ودختر را به بدون هویت جنسیتی تربیت نمایند. یعنی این که با دختران به همان گونه رفتار کنید وانتظار داشته باشید که از پسرتان انتظار دارید ؛ هردو را به گونه ای تربیت کنید که هیچ تفاوتی در ایفای نقش جنسیتی نداشته باشند ، هرکدام بتوانند تمام رفتار وکردار یکدیگر را انجام دهند.
نگاه اسلام کاملاً برخلاف فمنسیم است ، بلکه هویت جنسی را ذاتی انسان می داند و از این رو در آموزه های دینی گزاره های زیر آمده است:
اولاً : انسان با تفاوت جنسیتی خلق شده است . خدا این حقیقت را در سوره قیامت به وضوح بیان فرموده است:
أَلَمْ یَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنىِ‏ٍّ یُمْنىَ‏،ثمُ‏َّ كاَنَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى‏،فجََعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَینْ‏ِ الذَّكَرَ وَ الْأُنثىَ
آیا او نطفه‏اى از منى كه در رحم ریخته مى‏شود نبود؟! ، سپس بصورت خون بسته در آمد، و خداوند او را آفرید و موزون ساخت، ،و از او دو زوج مرد و زن آفرید! (قیامة،39ـ37) 
ثانیاً : تربیت درست وصحیح آن است که بر مبنای فطرت کودک باشد ، یعنی آن که پسر ودختر را به گونه ای تربیت نمود که به راحتی بتوانند نقش جنسیتی خود را در جامعه به خوبی ایفای نمایند.
ثالثاً : در احکام اسلامی بسیاری از احکام مختص جنس خاص می باشد ، مانند نماز خواندن زن ومرد در بعضی از احکام آن متفاوت است .
رابعاً: مهم ترین نکته آن که خدا روح یا نفس زن ومرد را از یک جنس خلق کرده است به عبارت دیگر «روح » جنسیت ندارد ؛ جسم است که دارای دو جنس «مذکر» و«مؤنث» می باشد . درنتیجه ای تفاوت عملی به تفاوت جسمی زن ومرد بر می گردد نه به «نفس» و«روح» آنها .
منظور از هویت جنسی ، پذیرش ویژگی های زیستی ، شناختی ، عاطفی واجتماعی هر یک از دختر وپسر است که به صورت متفاوت ، در دو جنس ، پدید می گردد
یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثیراً وَ نِساءً
«اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان كسى كه همه شما را از یك انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمین) منتشر ساخت»
(النساء،1).
خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها «او شما را از یك نفس آفرید، و همسرش را از (باقیمانده گِل) او خلق كرد» (زمر ،6) 
برای یادگیری نقش جنسیتی وتحقق یافتن هویت مطلوب جنسی ، لازم است که والدین ، به عوامل وزمینه های مؤثر در ایجاد این نقش وهویت ، توجه کنند ودر پدید آوردن آنها تلاش مناسب داشته باشند .
منظور از هویت جنسی ، پذیرش ویژگی های زیستی ، شناختی ، عاطفی واجتماعی هر یک از دختر وپسر است که به صورت متفاوت ، در دو جنس ، پدید می گردد (تربیت جنسی از منظر قرآن وحدیث ،ص105).
والدین درهویت جنسی فرزندان نقش به سزایی دارند . برای آن که آنها به این امر مهم درست وصحیح بپردازند باید نکات زیر را توجه نمایند:

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

تصاویر: مراسم انتخاب پاپ جدید


کاردینال خورخه ماریو برگولیو از آرژانتین که تا امروز سراسقف کلیسای بوئنوس آیرس بود، به عنوان رهبر جدید کلیسای کاتولیک انتخاب شد و لقب پاپ فرانسیس را برای خود برگزید.

او جانشین پاپ بندیکت شانزدهم می شود که ماه گذشته از سمت خود کناره گیری کرد و گفت که دیگر توانایی کافی برای هدایت کیلسای کاتولیک را ندارد.

 






 
ادامه نوشته

نقش مذهب در بهداشت روان

همواره ایمان واعتقاد مذهبی واجد نقشی عمده بوده
 ودرمان مبتنی بر ایمان به خداوند و نیروی
 ماورالطبیعت سابقه ای دیرینه دربین معتقدین مذاهب مختلف داشته است

لینک دانلود